{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر برایم دلخوشی معنا ندارد

دیگر برایم دلخوشی معنا ندارد

وقتی تو را بابای من دنیا ندارد

رفتی یتیم بی قرار شهر کوفه

حس کرد تازه طفلکی بابا ندارد

رفتی برای زینب تو خستگی ماند

دیگر پرستارت به پیکر نا ندارد

خونت نوشته گوشه محراب مسجد

این کوه طور عاشقی موسی ندارد

دنیا پدر جان تا خود روز قیامت

مانند تو گریه کن زهرا ندارد

رفتی و از این شهر بردی مهربانی

کوفه برای ماندن ما جا ندارد

رفتی خیال دشمن تو گشت راحت

در سر به غیر از فکر عاشورا ندارد

فکری به حال روزگار دخترت کند

در روزهایی که حرم سقا ندارد
دیدگاه ها (۱۴)

سلام خوبین اومدم یه سر بهتون بزنم ببینم کیا هنوز منو یادشونه...

بودو نبودم فرقی نداره معلومه اصلا نباشم بهتره باااای برا همی...

دیدین سره کاری نبود والا به خدا من عاشقشم اینم از عکسش

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

.دیگر برایم دلخوشی معنا نداردوقتی تو را بابای من دنیا نداردر...

دیگر برایم دلخوشی معنا نداردوقتی تو را بابای من دنیا نداردرف...

دیگر برایم دلخوشی معنا نداردوقتی تو را بابای من دنیا نداردرف...

▪️ یا امیرالمومنین حیدر▪️دیگر برایم دلخوشی معنا نداردوقتی تو...

دیگر برایم دلخوشی معنا نداردوقتی تو را بابای من دنیا نداردرف...

دیگر برایم دلخوشی معنا نداردوقتی تو را بابای من دنیا نداردرف...

دیگر برایم دلخوشی معنا نداردوقتی تو را بابای من دنیا نداردرف...

▪️ یا امیرالمومنین حیدر▪️دیگر برایم دلخوشی معنا نداردوقتی تو...

▪️ یا امیرالمومنین حیدر▪️دیگر برایم دلخوشی معنا نداردوقتی تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط