{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این پارتو اشتبا گذاشتم درستش کردم این پارت 11 بودش👍

این پارتو اشتبا گذاشتم درستش کردم این پارت 11 بودش👍
پارت یازدهم🧡💚
قلبی که به تو تعلق داره باکودکو
(باکوگو شروع کرد لـ/ب گرفتن از ایزوکو)[بنده:ای شیطون بهش گفتی بهم دست نزن داری ازش لـ/ب میگیری]باکوگو: تو خفه[بنده:باشه بابا 😒]
دکو: کـ.کاچان صبر کن اوووم ایممم اه ها صـ. بر ک
باکوگو: گفتم جلومو نگیر(شروع کرد به مک زدن گردن ایزوکو) دکو: اه هینق ناح {نمیتونم جلوی نا/له هامو بگیرم}
باکوگو: برگرد.(داره لباسای ایزوکو در میاره)
باکوگو: کا/ندوم داری؟ دکو: نه ندارم
باکوگو: مس همین جوری انجامش میدین
دکو: چـ.چییی؟! ناح ایی درد میکنه تموم کن
باکوگو: خیلی تنـ/گی فقد سرش رفت تو
دکو: هنهی هی هنق ا هننق
باکوگو: داری گریه میکنی!!!؟
دکو: اره چون درد داشت...
باکوگو: پس صبر کن
دکو: کسی که باید صبر کنه تویی{ای وای سرش داد زدم کونم پارست}
باکوگو: اره راست میگی پس بزار گشادت کنم. اول یه انگـ/شتو میکنم توت
دکو:{وات عصبانی نشد میگن الفا ها موقع رات اخلاقشون تغییر میکنه من فکر کردم عصبانی تر میشه ولی برکس شد🤨]
دکو: اه هنق ناح ها داری بـ.با کجا ور میری!؟
باکوگو: با یجایی که حشر.یت میکنه. 😏
دیدگاه ها (۱)

پارت دوازدهم🔞 قلبی که به تو تعلق داره باکودکو دکو:{باکو...

پارت سیزدهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکودکو: خب توی...

با احتیاط بازش کنید🔪🔞

زیاد بود غبول نکرد ههی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط