پارت سیزدهم🧡💚
پارت سیزدهم🧡💚
قلبی که به تو تعلق داره باکودکو
دکو: خب توی زنگ ورزش زیادی به خودش سخت گرفت وقتی کلاس تموم شد رفت استراحت کنه که یوهو قش کرد یلحظه تعجب کردم که ای بابا تا حالا اینجوری نبود یوهو چش شد. مگه نه خاله
میتسوکی: اره. عادیه باعت تعجبته اینروزا نو اتاقش مثل سگ تمرین می کنه
دکو:{میخواستم بهونه بیارم ولی انگار واقعی بوده]
(باکوگو ظاهر میشود)
باکوگو: من کی اومدم اینجا قضیه چیه چرا چیزی یادم نی(با داد)
دکو: کاچان اروم تر!
(و اما یچیزی شبیه همین جمله در سر باکوگو تکرار میشود)
_اه کاچان اروم تر لطفا درد داره_
باکوگو: دکو باهام بیا.
دکو: باشه{امیدوارم دوباره اونکارو نکن باسنم درد میکنه}
<توی اتاق>
باکوگو: چرا جلومو نگرفتی. دکو: چی!؟
باکوگو: دِ میگم چرا جلومو نگرفتی💢
ها؟! بگو؟
دکو: چون اگه میگرفتم قطعا الان تو قبر بودم کاچان(با ترس و لرز)
باکوگو: مـ.من داشتم دوباره بهت اسیب میزدم چرا جلومو نگر
دو: بهم اسیب نزدی تازه من خودمم لذت بردم❕باکوگو: چی❓(هردوشون قرمز شدن😌😏🤭)
(تا پارت 14 بودورود)
قلبی که به تو تعلق داره باکودکو
دکو: خب توی زنگ ورزش زیادی به خودش سخت گرفت وقتی کلاس تموم شد رفت استراحت کنه که یوهو قش کرد یلحظه تعجب کردم که ای بابا تا حالا اینجوری نبود یوهو چش شد. مگه نه خاله
میتسوکی: اره. عادیه باعت تعجبته اینروزا نو اتاقش مثل سگ تمرین می کنه
دکو:{میخواستم بهونه بیارم ولی انگار واقعی بوده]
(باکوگو ظاهر میشود)
باکوگو: من کی اومدم اینجا قضیه چیه چرا چیزی یادم نی(با داد)
دکو: کاچان اروم تر!
(و اما یچیزی شبیه همین جمله در سر باکوگو تکرار میشود)
_اه کاچان اروم تر لطفا درد داره_
باکوگو: دکو باهام بیا.
دکو: باشه{امیدوارم دوباره اونکارو نکن باسنم درد میکنه}
<توی اتاق>
باکوگو: چرا جلومو نگرفتی. دکو: چی!؟
باکوگو: دِ میگم چرا جلومو نگرفتی💢
ها؟! بگو؟
دکو: چون اگه میگرفتم قطعا الان تو قبر بودم کاچان(با ترس و لرز)
باکوگو: مـ.من داشتم دوباره بهت اسیب میزدم چرا جلومو نگر
دو: بهم اسیب نزدی تازه من خودمم لذت بردم❕باکوگو: چی❓(هردوشون قرمز شدن😌😏🤭)
(تا پارت 14 بودورود)
- ۳۷۱
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط