{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با اشک نگاهش کردیو پشت درخت قایم شدی . اون بعد ۵ سال رابط

با اشک نگاهش کردیو پشت درخت قایم شدی . اون بعد ۵ سال رابطه این کارو کرده بود . اشک هات روی گونه هات سر خوردن و دویدی . نمیخواستی چیزی راجع بهش بشنوی . دیگه نه . میخواستی فراموشش کنی ... .
در خونه ات زده شد . به سمت در رفتی . دوستات بودن . باید تاحالا میرسیدن . بعد ۴ ماه گریه برای تام وقتش بود به خودت بیای . توهاگوارتز کلی پسر دیگه بهت درخواست داده بودن . واقعا احمق بودی که اونو انتخاب کردی . درو باز کردی . چی اون ! با همون پوزخند همیشگی .
تام : دلم برات تنگ شده
وسط حرف هاش یدونه زدی تو گوشش
ا.ت : جلوی در خونم چه غلطی میکنی .
اومد تو
تام : اوهه بیبی این خونه ، اون تختو یادته . ناله هات آههه تامم آرومم تر ددی
ا.ت : خیلی کثافتی
و تفی روی صورتش پرت کردی
تام : بیبی داری دختر بدی میشی
ا.ت : از خونم گمشو بیرون
تام : چرا باید از خونه ی دوست دخرتم برم
ا.ت : من یا اونی که تو پارک بوسیدت
تام : اون یه آشغال سلیطه بود
ا.ت : مثل خودت حالا گمشو بیرونننن
تام : باشه ولی اینو بدون دنبالت میام ا.ت و به دستت میارم
ضربه ای به بین پاش زدی اه اش به هوا رفت کتشو گرفتی و از خونه پرتش کردی بیرون . درو قفل کردی و نفس عمیقی کشیدی
ا.ت : آروم باش ا.ت اون دیگه رفته
دیدگاه ها (۰)

P14راوی ویو :به سمت تختت رفتی . یکی از عجیب ترین روزهای زندگ...

۳ ماه بعد : با متیو رفتیم بیرون اون پسر خوبیه بالاخره اینو ف...

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون...

دو پارتی از باجی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط