{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«نَفَــس» بكـش مــرا

«نَفَــس» بكـش مــرا
عطـر عـاشقــانـه هـايـم
مستـت خـواهـد كـرد .
دیدگاه ها (۱)

اگر سهم من از چشمت اسارت بردن دل بود من این حبس و اسیری را ب...

مي شود پيشانيت بوسيد و از لبها گذشت؟مي شود از ديدن چشمان زيب...

برای ما که کسیشعر نخواهد گفتخوشا به حال توییکه مخاطب شعری...

‏- لم أعد أنتظركِ.- تقصد أنك لم تعد تشتاق لي ؟.- لا ، مازلت ...

مست می‌کند مراشراب نفس‌ نفس هایت...آنگه که مدهوشی در خمار چش...

از اشک هایم خسته شده بودم، مرا سوزاند و پلک هایم سوخت. اشک چ...

غمت نشست برجانم . نفس بکش ایرانم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط