{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قفس بشکن که بیزارم از آب ودانه در زندان ،

قفس بشکن که بیزارم از آب ودانه در زندان ،
خوشا پروازِ ما حتی به باغِ خشکِ بی باران
دیدگاه ها (۶)

من نمے دانستم ،معنےِ هرگزرا توچرا بازنگشتے دیگر.........

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانند...

امان از خاطرات ِ هر شب و یک صندلی خالیدو فنجان قهوه اما یک ن...

روزی کنارت بودم اما غافل از اینکه،هر خاطره با تو شبیهِ خنجری...

رهایی حق نفس انسان است.

#پری #part2+ راه برگشتی نبود همینطور که پرواز میکردم از قدرت...

از مردمی که تولد یک کودک را سرگرمی و زندان یک سگ را  دلگرمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط