{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنویسید ببینم چقدر نویسنده‌خوبی هستید نمره میدم

بنویسید ببینم چقدر نویسنده‌خوبی هستید نمره میدم


برا خودم :

لمسش کردم،بویش کردم،بوسیدمش نگاهش کردم یک شب خاطر انگیز بود
اون جسمش نبود ولی هنوز روحش در کنار من داشت میرقصید
من میدانم که اون هست اون وجود دارد
چون دیدمش لمسش کردم
من تا صبح به همراه او کل دشت ها را قدم زدم چگونه میتوانم با وجود تمام این ها باور کنم که او دیگر نیست ؟
دیدگاه ها (۱۲)

اولالا

بچه خودم نیست از جوب پیداش کردمممم

:)

پارت ۵اون شب تا دیروقت توی کافه موندم.نه چون کار داشتم.چون ذ...

𝑨 𝒑𝒍𝒂𝒄𝒆 𝒇𝒐𝒓 𝒃𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕𝒔𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎هه جو: وقت خوبی نیست؟سهگیون:...

ویو تهیونگ:اسمش که اعلام شد، برای چند ثانیه سالن ساکت شد. ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط