{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش در بندت نبود این قلب من آزاد بود

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بود
یا که چشمانم به روی ات؛ کور مادرزاد بود

مثل طوفان رد شدی؛ آرامشم تشویش شد
قبل تو ویران نبودم؛ خانه ام آباد بود

بدتر از فرهاد عقلم میزند شیرین؛ ولی
قصه ی من؛ تلخ تر از قصه ی فرهاد بود

رفتی و این بغض نشکست و سکوت از حد گذشت
من سکوتم بدتر از صد ناله و فریاد بود

بازیچه ی دست تو بود این قلب من؛ احساس من
مثل برگی خشک اسیر پنجه های باد بود

بعد مرگم درس عبرت میشود این سرگذشت
میگذارند قلب من در شیشه ی الکل! برای "یادبود"...
دیدگاه ها (۴)

من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدیمن گیسوی بی شانه شدم.... هیچ...

تا تو باشی غزلم جای کسی غیر تو نیستو در این قافیه ها جز خطِ ...

" شاهکار مولانا در تقسیم بندی انسانها "آنکس که بداند و بخواه...

مست و دیوانه ام...انگار دلم میخواهد؛بزنم مشت به دیوار!دلم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط