کاش در بندت نبود این قلب من آزاد بود
کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بود
یا که چشمانم به روی ات؛ کور مادرزاد بود
مثل طوفان رد شدی؛ آرامشم تشویش شد
قبل تو ویران نبودم؛ خانه ام آباد بود
بدتر از فرهاد عقلم میزند شیرین؛ ولی
قصه ی من؛ تلخ تر از قصه ی فرهاد بود
رفتی و این بغض نشکست و سکوت از حد گذشت
من سکوتم بدتر از صد ناله و فریاد بود
بازیچه ی دست تو بود این قلب من؛ احساس من
مثل برگی خشک اسیر پنجه های باد بود
بعد مرگم درس عبرت میشود این سرگذشت
میگذارند قلب من در شیشه ی الکل! برای "یادبود"...
یا که چشمانم به روی ات؛ کور مادرزاد بود
مثل طوفان رد شدی؛ آرامشم تشویش شد
قبل تو ویران نبودم؛ خانه ام آباد بود
بدتر از فرهاد عقلم میزند شیرین؛ ولی
قصه ی من؛ تلخ تر از قصه ی فرهاد بود
رفتی و این بغض نشکست و سکوت از حد گذشت
من سکوتم بدتر از صد ناله و فریاد بود
بازیچه ی دست تو بود این قلب من؛ احساس من
مثل برگی خشک اسیر پنجه های باد بود
بعد مرگم درس عبرت میشود این سرگذشت
میگذارند قلب من در شیشه ی الکل! برای "یادبود"...
- ۷۲۹
- ۱۶ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط