{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا تو باشی غزلم جای کسی غیر تو نیست

تا تو باشی غزلم جای کسی غیر تو نیست
و در این قافیه ها جز خطِ رخسارِ تو نیست

گر کسی شعر مرا وزن کند، وزن تو است
همه ی گرمی آن جز تبِ تبدار تو نیست

شاعر دفتر من حالت گیسوی تو بود
تو فقط شانه نزن باقی آن کار تو نیست

کل دارایی من خفته در این ابیات است
خوب من باز بمان، شعر که سربار تو نیست

رخِ مهتابی و من دست دلم کوتاه است
مبتلایت که خودش لایقِ تیمار تو نیست

کار عالم گره اش کور شده اخم گُشا
که جز این خنده دوا از برِ بیمار تو نیست
دیدگاه ها (۲۸)

ای همه گل های از سرما کبودخنده هاتان را که از لبها ربود؟مهر ...

ماکه رقصیدیم به هر سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخر، د...

من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدیمن گیسوی بی شانه شدم.... هیچ...

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بودیا که چشمانم به روی ات؛...

‍ قهرِ دین با دل من بر سر دعوای تو بود اقتدایم به غزل حاصل ف...

#عاشقانه_های_من#روز_پدر پیشاپیش مبارک#دکلمه #دکلمه_احساسی#د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط