{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که در

در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد.
جلوتر رفتم تا به شیء درخشان رسیدم.

نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است،با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است
و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است.

ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمیرفتم ، واقعا می فهمیدم که بی ارزش است؟!
یا سالها حسرت آن را میخوردم!

👤#hastm_hanooz
دیدگاه ها (۰)

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_15ویو میرایکی دو روز گذش...

#قشنگツدر کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که...

💓

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجه...

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجه...

میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم ...

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجه...

در کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط