{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خيانت دیدم وُ گفتم : تلافی می کنم من هم

خيانت دیدم وُ گفتم : تلافی می کنم من هم
اگر با دیگری باشم؛ سبک تر می شود دردم
خيانت کردم اما تو؛ ز من با طعنه پرسیدی :
چرا با اینکه بیزاری دچار ترس و تردیدی؟
خيانت کردی و چون ابر؛ به شَکَّم گریه باریدم
خيانت کردم وُ اشکی به چشمانت نمی دیدم
تلافی کردم و دردی فزون گردیده بر دردم
درونت از غمم خالیست ؛ خيانت من به خود کردم
گناهت گردنم مانده ؛ چه تاوانی که پس دادم
چه کردم با خیالاتم ؛ نخواهد رفت از یادم





صنم میرزا زاده
دیدگاه ها (۵)

خيانت کرده ام .... آریو بر عشق تو می خندمدو چشمت را خودم امش...

زيبا با من از خيانت سخن مران....خيانت شرافت ندارد...خيانت پد...

می روی و در بیراهه ی خيانت گم میشویمی روی و هر قدمت آفتی است...

کم دعا کن که مـرا از سر تو وا بکند او خودش خواست تو را در دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط