فصل قسمت
﴿ فصل 1قسمت 1﴾
آنیا با پدرش جیسون زندگی میکرد مادر و خواهرش توی سن 16 سالگی مردن پدرش از اون روز به بعد همش توی بار بود و قمار میکرد . آنیا خرج خونه را میداد کار میکرد توی کافه و رستوان ، یکی از روز ها که فقط دو هفته مونده به تولد آنیا تا کامل بشه 18 سال پدرش مست کرده بود رفته بود بار با یک مرد که نمیشناخت قمار کرد قرار شد اگر پدر آنیا ببره سه تا از خدمتکار های اون مرد که از قضا باربد بود مال پدر آنیا شه ولی اگر ببازه آنیا مال اون مرد بشه ،خلاصه باربد و جیسون پنج دست زدن قرار بود هرکس به پنج دست برسه برنده بشه باربد همون پنج تا دست اول و برد پدر آنیا با شرمندگی گفت: میشه دخترم را یکم دیر تر بدهم بهت دو هفته دیگه تولدشه.
باربد گفت : آقا جیسون شما باختید و دخترتون مال منه فردا میام می گیرمش حرف هم نباشه.
........
بدون لایک و کامنت حلال نیست لطفاً حمایت کنید
آنیا با پدرش جیسون زندگی میکرد مادر و خواهرش توی سن 16 سالگی مردن پدرش از اون روز به بعد همش توی بار بود و قمار میکرد . آنیا خرج خونه را میداد کار میکرد توی کافه و رستوان ، یکی از روز ها که فقط دو هفته مونده به تولد آنیا تا کامل بشه 18 سال پدرش مست کرده بود رفته بود بار با یک مرد که نمیشناخت قمار کرد قرار شد اگر پدر آنیا ببره سه تا از خدمتکار های اون مرد که از قضا باربد بود مال پدر آنیا شه ولی اگر ببازه آنیا مال اون مرد بشه ،خلاصه باربد و جیسون پنج دست زدن قرار بود هرکس به پنج دست برسه برنده بشه باربد همون پنج تا دست اول و برد پدر آنیا با شرمندگی گفت: میشه دخترم را یکم دیر تر بدهم بهت دو هفته دیگه تولدشه.
باربد گفت : آقا جیسون شما باختید و دخترتون مال منه فردا میام می گیرمش حرف هم نباشه.
........
بدون لایک و کامنت حلال نیست لطفاً حمایت کنید
- ۸۵
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط