{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
شاید روزے بے خبر دیگر پست نگذارم...
دلم مےخواهد ترانہ‌ے خداحافظے رابنویسم... روے دیوار همین مجازے
ولے...
واژه‌ها فرار مےکنند
دلم طاقـٺ نمےآورد
اشک‌ها اماڹ نمےدهند
نمےدانم ،شاید من هم روزے
بے خداحافظے بروم از این
صفحہ‌ےِ مجازے..
دیدگاه ها (۳)

من همون دختریم که مامانت می کوبه تو سرت میگه ای کاش این عروس...

من هیچکیو ندارممن هیچکیو نمیخواممن هیچی نداشتمدیگه هیچیم نمی...

حس میکنم دیگه دوسم نداریحس میکنم زیادیه وجودمچرا به این زودی...

من با دست های خودمگره به زندگی ام انداختممن با دست های خودم ...

سلام،در برنامه ی دیگه فعالیت مذهبی دارم رفتم تو صفحه ی کاربر...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

#داستان_آموزنده #تلنگر "اجازه دهیم پدربزرگ دست به دیوار بزند...

I'm not jealous part 37تمام توجه ام روی دستای زخمیش بود یعنی...

چند پارتی جونگ کوک

فصل دومپارت شانزدهم | فاصله‌ای به اندازه‌ی دو سالسه ماه گذشت...

P : 29

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۰: پناهی در میانِ طوفانسکوتِ میا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط