Plan A
Plan A
تیلور: کلی بع حرفاش فکر کردم و بع این نتیجه رسیدم که سود داره لباس هامو در اوردم و خوابیدم صبح پاشدم و پیام تام دادم نوشتم من فکرامو کردم اوکیع باهات همکاری میکنم به یه شرط که تو هیچ دستی به من نزنی و تمام فرستادم
گرفتم خوابیدم تا ساعت دو رفتم قرص خوردم موچی و شیر کاکائو برداشتم و خوردم نشستم فیلم. دیدن که زنگ خونه خورد رفتم در و باز کردم دیدم تام با کلی غذا اومده اومد داخل گفتم اینجا چیکار میکنی؟
تام: دیدم جواب نمیدی دیگه گفتم غذا بگیرم بیام پیش هم باشیم فردا هم بیای. عمارت من
تیلور: اها دستت درد نکنه داشتم فیلم میدیدم هنوز خیلی زود نیست بزار هفته دیگه
تام: خواهش میکنم اها نه ببین کار داریم
تیلور: اوکی حالا بیا غذا بخوریم
تیلور: غذا خوردیم نمیدونم عجیب یاد مامانم افتادم زدم زیر گریه تام تعجب کرد اروم من و گرفت تو بغل انقدر گریه کردم که توی بغلش بیهوش شدم
تام: اخی خوابید براید بلندش کردم و بردم گذاشتمش تو اتاق و پتو رو روش کشیدم و خودمم رفتم تو اتاق مهمون خوابیدم
فردا صبح یدفعه دیدم صدای شکستن چیزی اومد
بلند شدم رفتم پایین دیدم تیلور زدع بشقاب شکونده و یه تیکه بشقاب و گرفتع تو دستش و میخواد رگشو بزنهع
ادامه دارد
تیلور: کلی بع حرفاش فکر کردم و بع این نتیجه رسیدم که سود داره لباس هامو در اوردم و خوابیدم صبح پاشدم و پیام تام دادم نوشتم من فکرامو کردم اوکیع باهات همکاری میکنم به یه شرط که تو هیچ دستی به من نزنی و تمام فرستادم
گرفتم خوابیدم تا ساعت دو رفتم قرص خوردم موچی و شیر کاکائو برداشتم و خوردم نشستم فیلم. دیدن که زنگ خونه خورد رفتم در و باز کردم دیدم تام با کلی غذا اومده اومد داخل گفتم اینجا چیکار میکنی؟
تام: دیدم جواب نمیدی دیگه گفتم غذا بگیرم بیام پیش هم باشیم فردا هم بیای. عمارت من
تیلور: اها دستت درد نکنه داشتم فیلم میدیدم هنوز خیلی زود نیست بزار هفته دیگه
تام: خواهش میکنم اها نه ببین کار داریم
تیلور: اوکی حالا بیا غذا بخوریم
تیلور: غذا خوردیم نمیدونم عجیب یاد مامانم افتادم زدم زیر گریه تام تعجب کرد اروم من و گرفت تو بغل انقدر گریه کردم که توی بغلش بیهوش شدم
تام: اخی خوابید براید بلندش کردم و بردم گذاشتمش تو اتاق و پتو رو روش کشیدم و خودمم رفتم تو اتاق مهمون خوابیدم
فردا صبح یدفعه دیدم صدای شکستن چیزی اومد
بلند شدم رفتم پایین دیدم تیلور زدع بشقاب شکونده و یه تیکه بشقاب و گرفتع تو دستش و میخواد رگشو بزنهع
ادامه دارد
- ۹.۳k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط