Plan A
Plan A
تیلور: دیگه تصمیم گرفتیم بخوابیم خوابیدیم.و صبح بیدار شدم گوشیمو برداشتم دیدم ساعت نه دیدم تام پیامک داده امروز عصر بیا به کافه At مورد مهمی هست که میخوام باهات صحبت کنم پیامش دادم اوکی میام
الی هنوز خواب بود بلند شدم صبحانه رو حاضر کردم چیدم رو میز که الی بیدار شد باهم خوردیم و من دیگه وسایل هامو جمع کردم رفتم خونه زنگ کیلد ساز زدم بیاد کیلد هارو بسازه و قرص خوردم و رفتم سراغ اتاقم رفتم حموم اومدم بیرون دیدم الکس زنگ زده زنگش زدم گفتم جانم الکس گفت تیلور تو باید مسئلع دیشب رو حل کنی گفتم اوکی
ناهار خوردم دیدم ساعت شیش شد حرکت کردم به سمت کافه دیدم تام روی یه میز نشسته رفتم نشستم
تیلور: سلام خوبی؟ دیر که نکردم؟
تام: اره خوبم تو چطوری؟ نه به موقع اومدی من یه کاپوچینو با کیک سفارش دادم تو چی میخوای؟
تیلور: خداروشکر منم خوبم خب من یه سیب زمینی پنیری با نوشابه
تام: اوکی الان میرم سفارش بدم رفتم سفارش دادم نشستم رو میز گفتم تیلور ببین من گذشته تو میدونم و میدونم که هنری در بع در دنبالته و اگر پیدات کنه خون تو میکنه تو شیشه ببین تو ببین کی مسئول پرونده دیشبع و نزار موفق بشه من هنری و میکشم و انتقام تو میگیرم و گذشته تو خاک میکنم و یه شرط دیگه تو از الان به بعد باید بیای تو عمارت من زندگی کنی که خطری تو رو تهدید نکنه هنری دیشب تو مراسم بود و فکر میکنه که من و تو باهمیم این فکرش نباید بهم بخوره اگر موافقی نظرت چیه؟
تیلور: از حرفاش رفتم تو فکر گفتم ببین الکس رئیس سه چهار سالع منه من نمیتونم بهش خیانت کنم
تام: من نگفتم خیانت کن گفتم فقط نزار به موفقیت برسه
تیلور: واقعا الان خیلی گیج شدم نیاز به فکر کردن دارم
تام: تا فردا صبح بهم خبر بده
دیگه خداحافظی کردیم و رفتیم
تیلور: دیگه تصمیم گرفتیم بخوابیم خوابیدیم.و صبح بیدار شدم گوشیمو برداشتم دیدم ساعت نه دیدم تام پیامک داده امروز عصر بیا به کافه At مورد مهمی هست که میخوام باهات صحبت کنم پیامش دادم اوکی میام
الی هنوز خواب بود بلند شدم صبحانه رو حاضر کردم چیدم رو میز که الی بیدار شد باهم خوردیم و من دیگه وسایل هامو جمع کردم رفتم خونه زنگ کیلد ساز زدم بیاد کیلد هارو بسازه و قرص خوردم و رفتم سراغ اتاقم رفتم حموم اومدم بیرون دیدم الکس زنگ زده زنگش زدم گفتم جانم الکس گفت تیلور تو باید مسئلع دیشب رو حل کنی گفتم اوکی
ناهار خوردم دیدم ساعت شیش شد حرکت کردم به سمت کافه دیدم تام روی یه میز نشسته رفتم نشستم
تیلور: سلام خوبی؟ دیر که نکردم؟
تام: اره خوبم تو چطوری؟ نه به موقع اومدی من یه کاپوچینو با کیک سفارش دادم تو چی میخوای؟
تیلور: خداروشکر منم خوبم خب من یه سیب زمینی پنیری با نوشابه
تام: اوکی الان میرم سفارش بدم رفتم سفارش دادم نشستم رو میز گفتم تیلور ببین من گذشته تو میدونم و میدونم که هنری در بع در دنبالته و اگر پیدات کنه خون تو میکنه تو شیشه ببین تو ببین کی مسئول پرونده دیشبع و نزار موفق بشه من هنری و میکشم و انتقام تو میگیرم و گذشته تو خاک میکنم و یه شرط دیگه تو از الان به بعد باید بیای تو عمارت من زندگی کنی که خطری تو رو تهدید نکنه هنری دیشب تو مراسم بود و فکر میکنه که من و تو باهمیم این فکرش نباید بهم بخوره اگر موافقی نظرت چیه؟
تیلور: از حرفاش رفتم تو فکر گفتم ببین الکس رئیس سه چهار سالع منه من نمیتونم بهش خیانت کنم
تام: من نگفتم خیانت کن گفتم فقط نزار به موفقیت برسه
تیلور: واقعا الان خیلی گیج شدم نیاز به فکر کردن دارم
تام: تا فردا صبح بهم خبر بده
دیگه خداحافظی کردیم و رفتیم
- ۸.۶k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط