{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}




‌ عشق وقتی برسد خشک و ترت می سوزد
هرچه داری همه دور و برت می سوزد

گاه می خندی و گه گاه نگاهت ابریست
توی بارانی و اما جگرت می سوزد

دوست داری بگریزی و ندانی چه کنی
منطق عقل به اما اگرت می سوزد

میروی توی خودت گم بشوی می بینی
هرچه بوده ست تو را در نظرت می سوزد

شهر از یک نفری با تو حکایت دارد
تازه اینجاست دل بی خبرت می سوزد

آسمان با تو هماهنگ و پر از پروازی
درد اینجاست فقط بال و پرت می سوزد

❥❥✶•• ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❥❥✶
دیدگاه ها (۹۶)

چش‍ــــــم‌هایت روزگارم را پریشان کرده استاین عمارت را نگاهت...

وقتی دو قلب بهم وفادار باشنفاصله هیچ اهمییتی نداره...وحتی ش...

گوشه گیرو ساده بودم شهرتم این گونه بودکم صمیمی میشدم چون رغب...

.نگاه می کردم و هیچ نمی دیدم ...بعدهایی که می شود این روزها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط