{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Gergory

...Gergory...
🌱وقتی همه رفتند و من در تاریکیی غرق میشدم..
تو موندی…
مثل نوری بودی که حتی در عمیق‌ترین تاریکی‌ها هم راهش را به قلبم پیدا کرد...تو منو نجات دادی!!
تو به من نشون دادی که همه ی ادما بد نیستن...

خوشحالم که دارمت جوجوی من...امیدوارم همیشه پیشم باشه...

ممنونم که کنارمی فرشته ی من...🫂💫🌀 @zahra846
دیدگاه ها (۰)

سلاممن دوباره شروع کردم به نوشت رمان خیلی وقت بود قصد نوشتن ...

تایم سواری تون تموم شد و حرکت کردید به  سمت خونه-جونگکوک ......

اخرین سختی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط