{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب دیدم تو به خاطره های من با خودت حسادت می کردی.

خواب دیدم تو به خاطره های من با خودت حسادت می کردی.
می گفتی: کدامشان را بیشتر دوست داری؟ و من مات نگاهت می کردم.
می گفتی: دیگر جایی نرویم، کاری نکنیم؛ تو آنقدر به آنها فکر می کنی که من را فراموش می کنی و من مات نگاهت می کردم.
می گفتی: دیگر تعریف نکن که کجا خیلی خوش گذشت، کجا خیلی خوب بود.
خیلی چیزها می گفتی و من همان وقت داشتم در سرم خاطره جدید با تو را می ساختم ؛
اینکه تو چقدر ماه بودی،
وقتی به خاطره هامون حسادت می کردی!
دیدگاه ها (۹)

دلتنگی مثل نواریست که یک طرفش صدای پای آمدنت را میدهد و طرف ...

آدم‌ها یکهو می‌شکنندشکستن آن‌ها صدایی نداردهیچوقت،هیچ‌کس«نخو...

هر صبح به تو فکر می‌کنم ، با جای خالی‌ات حرف میزنم،تیترهای ر...

گفتم تو را دوست دارم ...خندیدی !گفتم تو را با تمام وجود دوست...

...

مهم؟ روزی که گفتی میریمن ساده‌تر از همیشه، از مرگی گفتم بعد ...

سناریو اسلیترین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط