{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهم؟ روزی که گفتی میری

مهم؟ روزی که گفتی میری
من ساده‌تر از همیشه، از مرگی گفتم بعد از رفتن تو سراغ من میاد
فکر می‌کردم نبودنت یعنی پایان من،
فکر میکردم اگه بری ریه هام از هوا خالی میشه
اما گذشت...و دیدی؟ هنوز زنده‌ام
نه، تو اونقدرها هم مهم نبودی
فقط خیالی بودی که با دستان خودم شکلش دادم،
بهش رنگ معنا زدم، ازش قدیس ساختم...
در حالی که واقعیتت حتی "هیچ" هم نبود
میدونی؟
نبودنت رو حتی حس نکردم
به راحتی دل کندم از چیزی که خودم ساخته بودم
دیدگاه ها (۲)

هیچ‌کس نمی‌فهمه چقدر سختهوقتی همه‌چیز همون‌طوریه،اما تو دیگه...

من آتش‌ام، تو برف...من جنون‌ام، تو سکوت...من طوفانم، تو آرام...

نگاهم همیشه بر او می‌نشست،بی‌آن‌که بداند، بی‌آن‌که حتی لحظه‌...

جهنم آغوش تو، گناه بوسه‌های تو...بهشتی‌ست که در برابرش زانو ...

قهوه آتشین °پارت چهارده °پارت آخر °ویو دازای°همه جا تاریک بو...

رمان زیر نور خاموش سئول... فصل سوم.. از آن روز به بعد، هر چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط