{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و اے ڪاش می‌شد

و اے ڪاش می‌شد
آن هایی ڪه دور هستند را
از دل فاصله ها بیرون ڪـشید
و دلی سیر به آغوش ڪَـرفت ...
تنها ڪسانی ڪـه احساس مرا
می‌فهمند همین ها هستند ،
همین آشنایانِ
مانده در دوردست ها ..‌.!!-----
🍃❤️
دیدگاه ها (۰)

مـــــا جـــــایـــــی قـــــرار نـــــزاشتیـــــمجـــــز تـ...

چشمای تو رنگ‌ پاییز شماله ، دخترک !نقاشی کشیدن از چشات محاله...

خوش به حال شبڪه شعر می‌شود و می‌بارد به تنهایی عشاق ..!خوش ب...

بـــــــه هَـــــــــــم نِــــــمـی رِســــیــــم...!امّــا...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

با تو، پروانه می‌شوم؛ نه از آن‌ها ڪه به شوقِ نور،بی‌پروا می...

زن رو کرد به من...نفهمید پرسش بود یا تمسخر یا...اما از آن فا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط