{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سال ها گذشت

سال ها گذشت
ما به هم نرسیدیم
جای تو اما ، زنی همراه من است
به تو شباهتی ندارد
از تو بهتر نیست
حتی از تو زیباتر نیست...
تنها بخاطر لجاجتم کار به اینجا رسید،
اما ، وقتی موهایش را باز میکند بی اختیار
مثل همیشه تو را صدا میزنم ...
و او میخندد
با اشتیاق میپرسد ...
رابطه ی بین موهایش و دخترمان چیست ...؟!
و من هر بار میمیرم .....
دیدگاه ها (۱)

لفتن تحملم کنید....

مرا آرام بخوانید.....تمام نوشته هایم از خـــــــســــــــتــ...

امشب کمی دلتنگم ...فقط کمی قدر آنکه بخواهی کهکشان را در مشت ...

دختـــری کہ تورو با تمومہ بـد اخلاقـے هات و بے حوصلگے هات دو...

مغز خر خورده !در قدیم یکی از اعتقادات زنان این بود که اگر به...

دروغ شیرینپارت بیستم لعنت بهش ...صدا از پشت سرم می اید ...و ...

سایه ای در راهرو های نقره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط