{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 13

پارت 13
ارباب پری
+پس چرا منو نکشتی ها
ات شروع به زدن مشت به سینه شوگا
_اروم اروم باشه
+چرا کشتیش و منو نکشتی ها
_اگه اروم باشی میگم باشه
+خب من ارومم من ارومم
_خب از اونجایی شروع شد که.
پرش به زمان.....
علامت شوگا. _ و علامت پدر ات @
_داری میگی که..
@اره میخوام مارو بکشی و دخترمو به تو میسپورم
_اخه چرا
@چون دشمنانه ما به دنبال دختر ما هستند
_در واقه به من چه
@تو تنها پسر دوستمی که دارم
_خب در واقه باید باهاش ازدواج کنم تا دست بردارن
@صحیح و باید ات حامله نشه چون اگه بچه دار شه اونو میکشن و ات افسوردگی میگیره و من نمیخوام
_اگه دشمنتون بمیرن چی
@خب اون وقت که خوبه ولی نباید ات رو تنها نزاری اونو به تو سپردم
_ممنون که به من اعتماد کردید هیچوقت نامیدتون نمیکنم
@حالا منو و همسرم رو بکش
شوگا اسلحه رو برداشت و معلوم بود که دستش میلرزه و بنگ
زمان حال......
+خب چطوری که من رو تو جنگل پیدا کردی
_... اونجا هم از اونجایی شروع شد که
زمان...
نویسنده: ات وقتی 15 به شوگا داده شد و زندگی کرد در واقعا پری ها هیچوقت قد نمیکشن پس شوگا هم از وقتی 19سالش شد دیگه همون قد موند 20سالش بود که دشمنان پدر ات اون ها رو پیدا کردن و حمله کرده اند وقتی شوگا فهمید از کمد پولی به ات داد
+این چیه پسر عمو
_عزیزم دیگه وقتشه که بدونی وقتی پدرت مرد این پولارو گذاشت تا وقتی که
که در اتاق با پا باز شد(نکته ساتی پسره و از بچه گی دشمنی داشته با ات در واقه پدرش میخواست ساتی با ات ازدواج کنه ولی پدرش مخالفت کرد و از اونجا دشمنی شروع شد ساتی به ات علاقه داره.)
ساتی: اتتتتتتتتتت(عربده و داد)
ات:( جیغ)
شوگا: نترس من کنارتم
ساتی: عهه موشتاق دیدار بودم عشقم
ات: به من نگو عشقم (داد)
ساتی: میخای چیکار کنی ها
ساتی نزدیک ات شد
شوگا که تماشاگر بود شوگا از اول عاشق ات بود وقتی گفت عشقم دستش رو مشت کرد
شوگا: به کی گفتی عشقم هااا
شروع به مش..
شرط تا پارت19نداریم
دیدگاه ها (۰)

ارباب پریپارت12خدمتکار: خ. انم خود. تون ب. یاد بب. ینیددر ذه...

درخواست از این بدین ایموجی

#سناریو_بی_تی_اس وقتی دستشون روی دروغ سنجه و ازشون می پرسی ت...

#سناریو وقتی ات خیلی رو خوابش حساسه و دوستش از خواب بیدارش م...

پارت هفتم ازدواج اجباری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط