ارباب پری

ارباب پری
پارت12
خدمتکار: خ. انم خود. تون ب. یاد بب. ینید
در ذهن ات:
میدونم چی شده پس رفتم اتاق و گوشیم رو برداشتم وقتی دیدم اشکام سرازیر شدن
ویدیو......
بعد چند ثانیه ای در باز شد و خدمتکار اومد و کار هایی که من گفتم رو کرد و کمال تعجب تا اخر ویدیو هیشکی نیومد فقط خدمتکار بود
پایان
رفتم طبقه پایین و شوگا رو مبل نشسته بود و رفتم کنارش نشستم
+: هنوز تو حرفت هستی😎
_: چه حرفی
+: گفتم که جایی اماده ک
_: اهان اره اره یه اتاق به رنگ صورتی و یه اتاق به رنگ
+: اوه افرین
_: ویه اتاق به رنگ ابی رو حرفم میپری اره
نویسنده
شوگا وقتی این حرفو زد شروع به قلقلک دادن ات شد ات جوری میخندید که داره ترساشو و خانوادشو کنار میزاره و با شوگا یه زندگی میسازه
حالا چی میشه که یه نفر بیاد وسط بازی؟
در حالیکه شوگا ات رو قلقلک میداد خودشم میخندید وای باید حقیقت رو میگفت ولی فکر میکرد که ات دیگه هیچ حسی بهش پیدا نمیکنه و دوباره تنها میشه
_: یه چیزی بگم
+:(هه هه بگووو در حال (خندیدن
شوگا دست از کارش برداشت.
_: هرچی شد کنارم میمونی
+: این چه حرفی نارنگی
در حال نشستن رو تخت.
_: خب این مسئله مهمه
+: خب مهم مهمه عشق عشقه
_: من.. من
+: من چی
_: من خانوادتو... کشتم
شوگا شروع به ریختن قطره قطره اشکی ریخت
+چرا... ها مگه چیکار ک.. ردن که باید مج... ازاتشون مرگ (داد و گریه) باشه
_اروم باش عزیزم
+پس چرا من نم....
ادامه دارد
شرط:
لایک10اگه رسید
کامنت هرچند میزارید بزارید😝
هر کی این فیکو دوست داره لایک
هرکی دوست نداره کامنت
دیدگاه ها (۰)

My dady پارت ②①تهیونگ: با توام... ات: پول درمیوردم«آروم» تهی...

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

پارت ۴ویو الکس ات گفت منم پیشش بخوابم .....از اونجایی که من ...

#برادر ناتنی من

وقتی درسش بد بودو ..

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

وقتی بهت خیانت کرد

#میکاپ_آرتیست_من

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط