{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و در من دیوانه هاییست

و در من دیوانه هاییست!

در من چندین دیوانه زندانی اند!
دیوانه ای که بیشتر اوقات بغض می کند
دیوانه ای که بودنت دلخوش است
دیوانه ای که نمی داند تو رفته ای
دیوانه ای که دوستت دارد
دیوانه ای که یک عالم از تو گله دارد
دیوانه ای که می نویسد،برای کسی که نمی خواند!
دیوانه ای برای وقت خوابیدن
که در خواب ها به دنبال تو بچرخد
دیوانه ای برای صبح ها
که گوشه گوشه خانه را به دنبالت بگردد
دیوانه ای برای وقت غروب
که به ظلمت فراگیر دنیایش بگرید
و دیوانه ای که همیشه،می خواهد تو را فراموش کند
هربار خسته تر از قبل،باز به تو،پناه می آورد
هر کدام کار خودشان را میکنند
اینجا را یکی درست می کند،دیگری می آید با لگدی خرابش میکند!
این یکی در را می بندد،آن یکی در را می گشاید!
این یکی چراغ هارا خاموش می کند،دیگری روشن!
تمام همه شان در یک مورد با هم کنار امده اند
"دوست داشتن تو"
در من دیوانه ها نابودی افریده اند عزیزم!
اما همه شان به حرف تو گوش می دهند
لطفا بیا!
و این جمع دیوانه را سروسامان بخش...
دیدگاه ها (۱)

تو زندگیم کارای زیادی کردمبه خاطر خیلیاش پشیمونماما تا ابد ه...

عالم برزخ که می گویندهمین حال من استمن تو را پس می زنم اما د...

بسنده کرده امبه رویای دیدنتدر خواب،خوابت خوشِ معشوقه ی دیگری...

واقعیت "رفت"در اذهان ما مدفون شودزنده ها را مرده ها بردندروی...

چپتر ۱۴ _ تولد سایه، مرگ نورداخل محفظه شیشه ای.نفس های بریده...

دَستتان برای اعدام محارب نلرزد!. آیت الله حائری شیرازی امروز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط