چیزهای زیادی غمگین‌تر از توقف قطار در باران هست

چیزهای زیادی غمگین‌تر از توقف قطار در باران هست
چیزهای زیادی آدمی را دیوانه می‌کند
به زنِ فلجی فکر می‌کنم
به زنِ فلجی که معشوقه‌اش رهایش کرده
به پاهایش دست می‌کشد.
دست می‌کشد
به خیابان‌هایی که منتظر اوست
به گام‌های بلند
به شیشه خالی لاکِ قرمز...
اگر عشق برگردد
بلند می‌شود
یک خیابان برفی را تا انتها می‌دود
می‌رود
بر می‌گردد
و سرمای برف را با انگشت‌هایش حس می‌کند
چیزهای غمگین زیادی هست
من به زن فلج زیبایی فکر می‌کنم
که نمی‌تواند به گذشته بازگردد.

#سلمان_نظافت_یزدی

◾ پابلو نرودا:

آیا چیزی در این جهان غمگین تر از توقف یک قطار در باران هست؟
دیدگاه ها (۲۰)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

تکاپو پارت 109:بطری ها🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍از مأموریت ایستگاه قطار چند ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت چهارمحدود یک هفته از آخرین دیدارشان گ...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش دوم_کنار درختی می‌ایستم.ناگهان موجود کوچک سیاهی...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

سایه‌های کلاغپارت چهل‌ویکم | نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشدس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط