○●□■♤فیک ته■□●○
○●□■♤فیک ته■□●○
ویو ادمین
ته میبینه که عموش اینا اومدن خونه
__________________________________
ته: سلام عمو زنعمو و دختر عمو( خنثی)
ع: سلام به پسر گلم خوبی عمو
زنعمو: سلام ته جان
ته: سلام به همگی خوش اومدین ( خنده ی زورکی چون ات به ته گف انجام بده)
مینا: سلام ته جونم دلم برات تنگ شده
ته: ولی من نه
مینا : بیخیال بابا ما قراره با هم به زودی ازدواج کنیم
ته: کی گفته من یکی دیگرو دوس دارم
(ات یکم ناراحت شد از حرف مینا ولی میدونس ته دوسش داره و یه کاری می کنه)
ات رف پایین
ات: سلام چی میل دارین بگید براتون بیارم
که یهو ته دست اترو کشید گف: این کسی که من دوسش دارم حالا هم اگه بخاطر این ازدواج زوری اومدید از اینجا برید بیرون
مینا: اما این ازدواج زوری نیست ته من تورو خیلی دوس دارم
ته: ولی من دوست ندارم
که یهو مینا زد تو صورت ات
که ته هم به مینا سیلی زد
مینا:چجور جرعت کردی
ته:گمشید از خونه ی من برید بیرون ( با عربده )
که عموش اینا رفتم
ته : ات همین الان بهم بگو منو دوس داری( با بغض)
ات : ته من می خواستم بگم دوست دارم
ته: چی منو دوس داری ( حالت تعجب)
ته : با اون همه کاری که کردم
ات: اره
ته ات رو گرفت تو هوا چرخوندش
ات: ولی دوستت کوک هم خوب عمل کرد خوب دل دوستمو بردا
ته: ا.ره اره
ات: خب میشه به اونا هم بگی بیان
ته: مگه میشه نگم عشقم داره اینو بهم میگه ها
( ویو شب)
ویو ات
کوک و سانا هم اومدن
ات: خب حاضرید یه یکم فیلم کیدرما ببینیم بعد جرعت حقیقت بازی کنیم
ته سا نا کوک با هم : ما حاضریم
ات: خب منو سانا فقط باید یه فیلمی انتخاب کنیم که ابرومو جلو شما نره وگرنه ما بچه پاکی هستی
سانا👍
سه ساعت بعد
ات: سه ساعت فیلم دیدیم
ات: بیاید جرعت حقیقت ه بازی کنیم
ات بطری روچرخوند بطری به کوک افتاد
ته: خب منو بیشتر دوس داری یا سانا رو
کوک: خب خودمو
ته: پدر کوسه چندفه گفتم با یونگی و جین نگرد
همه در حال جر خوردن از خنده
خماری
خماری
خماری
شرطا
لایک : ۶
کام: ۲
فعلا خداحافظ خانم معلم
ویو ادمین
ته میبینه که عموش اینا اومدن خونه
__________________________________
ته: سلام عمو زنعمو و دختر عمو( خنثی)
ع: سلام به پسر گلم خوبی عمو
زنعمو: سلام ته جان
ته: سلام به همگی خوش اومدین ( خنده ی زورکی چون ات به ته گف انجام بده)
مینا: سلام ته جونم دلم برات تنگ شده
ته: ولی من نه
مینا : بیخیال بابا ما قراره با هم به زودی ازدواج کنیم
ته: کی گفته من یکی دیگرو دوس دارم
(ات یکم ناراحت شد از حرف مینا ولی میدونس ته دوسش داره و یه کاری می کنه)
ات رف پایین
ات: سلام چی میل دارین بگید براتون بیارم
که یهو ته دست اترو کشید گف: این کسی که من دوسش دارم حالا هم اگه بخاطر این ازدواج زوری اومدید از اینجا برید بیرون
مینا: اما این ازدواج زوری نیست ته من تورو خیلی دوس دارم
ته: ولی من دوست ندارم
که یهو مینا زد تو صورت ات
که ته هم به مینا سیلی زد
مینا:چجور جرعت کردی
ته:گمشید از خونه ی من برید بیرون ( با عربده )
که عموش اینا رفتم
ته : ات همین الان بهم بگو منو دوس داری( با بغض)
ات : ته من می خواستم بگم دوست دارم
ته: چی منو دوس داری ( حالت تعجب)
ته : با اون همه کاری که کردم
ات: اره
ته ات رو گرفت تو هوا چرخوندش
ات: ولی دوستت کوک هم خوب عمل کرد خوب دل دوستمو بردا
ته: ا.ره اره
ات: خب میشه به اونا هم بگی بیان
ته: مگه میشه نگم عشقم داره اینو بهم میگه ها
( ویو شب)
ویو ات
کوک و سانا هم اومدن
ات: خب حاضرید یه یکم فیلم کیدرما ببینیم بعد جرعت حقیقت بازی کنیم
ته سا نا کوک با هم : ما حاضریم
ات: خب منو سانا فقط باید یه فیلمی انتخاب کنیم که ابرومو جلو شما نره وگرنه ما بچه پاکی هستی
سانا👍
سه ساعت بعد
ات: سه ساعت فیلم دیدیم
ات: بیاید جرعت حقیقت ه بازی کنیم
ات بطری روچرخوند بطری به کوک افتاد
ته: خب منو بیشتر دوس داری یا سانا رو
کوک: خب خودمو
ته: پدر کوسه چندفه گفتم با یونگی و جین نگرد
همه در حال جر خوردن از خنده
خماری
خماری
خماری
شرطا
لایک : ۶
کام: ۲
فعلا خداحافظ خانم معلم
۱۰.۷k
۲۳ مهر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.