فیک«شب بی پایان»
فیک«شب بی پایان»
*از زبون ا.ت*
لامبورگینی مشکیم اومد و من هم رفتم سوار شدم.
بعد از ۲۰مین به شرکت گرند رسیدم و ماشینو تو پارکینگ پارک کردم.
رفتم بالا . 32طبقه بود . طبقه 13 برای آیدلا , بازیگرا و مدل ها بود .
بعد از اینکه تو آسانسور طبقه 13 رو زدم جلوی آینه یه دستی به موهام زدم و مجدد تینتم رو پر رنگ کردم.
آسانسور باز شد و من وارد طبقه شدم و رفتم پیشه همه و سلام کردم.
دخترا و پسرای خیلی کراش و جذابی اونجا بودن.
همه توجه ها روم بود و همه اومدن باهم دست دادیم و همو بغل کردیم.
جمعا شش دختر و هفت پسر بودن.
یه پسره که از همه خوشگل تر و کراش تر بود منو نفر آخر بغل کرد.
بغلش خیلی گرم و آرامشبخش بود . بوی عطرش دیوونه ام کرد.
تا جایی که فهمیدم اسم شش دخترا
امی _ جنت _ اریکا _ دونا _ ملودی و رز بود.
پسرا هم فک کنم
رومن _ سو-هو _ ته-یو _ چونگ هی _ جون وو _ ته-یونگ و... اون.
اسمش جین بود . تا جایی که فهمیدم ۹۰% دخترای شرکت روش کراش زدن.
احتمالا من هم روش کراش زدم.
+ اسمت ا.ت بود درسته?!
_ ب...بله
+ خب متاسفانه من رقیب سر سختتم.
_ ب..بله م..میدونم.
+درسته رقیبیم ولی امید وارم دوستای خوبی هم بشیم.
_ منم امیدوارم چون شکست نمیخورم.(با ناز و خنده)
+ بازیگرم هستی,نه?آخه خیلی معروفی و همه میشناسنت . ولی تو فیلم های زیادی ندیدمت.
_ خب...من خودم بیشتر دوست داشتم مدل باشم تا بازیگر چون خانوادم کاری باهام ندارن . ولی هزینه بازیگریم خیلی بالاست و خودمم بیشتر رد شون میکنم.
+ آهان...باشه پس اگه کاری نداری من رفتم.
_ نه ممنونم.خدافظ.
+ بای.
وایییی.من دوست پسرامم بهم نمیگن بای . فک کنم الان میمیرم.
منشی شرکت « امم خانم ا.ت باید بیان تو اتاق پرو لباس عوض کنین..
اینم پارت دوم قشنگا💓✨🌈
*از زبون ا.ت*
لامبورگینی مشکیم اومد و من هم رفتم سوار شدم.
بعد از ۲۰مین به شرکت گرند رسیدم و ماشینو تو پارکینگ پارک کردم.
رفتم بالا . 32طبقه بود . طبقه 13 برای آیدلا , بازیگرا و مدل ها بود .
بعد از اینکه تو آسانسور طبقه 13 رو زدم جلوی آینه یه دستی به موهام زدم و مجدد تینتم رو پر رنگ کردم.
آسانسور باز شد و من وارد طبقه شدم و رفتم پیشه همه و سلام کردم.
دخترا و پسرای خیلی کراش و جذابی اونجا بودن.
همه توجه ها روم بود و همه اومدن باهم دست دادیم و همو بغل کردیم.
جمعا شش دختر و هفت پسر بودن.
یه پسره که از همه خوشگل تر و کراش تر بود منو نفر آخر بغل کرد.
بغلش خیلی گرم و آرامشبخش بود . بوی عطرش دیوونه ام کرد.
تا جایی که فهمیدم اسم شش دخترا
امی _ جنت _ اریکا _ دونا _ ملودی و رز بود.
پسرا هم فک کنم
رومن _ سو-هو _ ته-یو _ چونگ هی _ جون وو _ ته-یونگ و... اون.
اسمش جین بود . تا جایی که فهمیدم ۹۰% دخترای شرکت روش کراش زدن.
احتمالا من هم روش کراش زدم.
+ اسمت ا.ت بود درسته?!
_ ب...بله
+ خب متاسفانه من رقیب سر سختتم.
_ ب..بله م..میدونم.
+درسته رقیبیم ولی امید وارم دوستای خوبی هم بشیم.
_ منم امیدوارم چون شکست نمیخورم.(با ناز و خنده)
+ بازیگرم هستی,نه?آخه خیلی معروفی و همه میشناسنت . ولی تو فیلم های زیادی ندیدمت.
_ خب...من خودم بیشتر دوست داشتم مدل باشم تا بازیگر چون خانوادم کاری باهام ندارن . ولی هزینه بازیگریم خیلی بالاست و خودمم بیشتر رد شون میکنم.
+ آهان...باشه پس اگه کاری نداری من رفتم.
_ نه ممنونم.خدافظ.
+ بای.
وایییی.من دوست پسرامم بهم نمیگن بای . فک کنم الان میمیرم.
منشی شرکت « امم خانم ا.ت باید بیان تو اتاق پرو لباس عوض کنین..
اینم پارت دوم قشنگا💓✨🌈
- ۲۰
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط