بابای صورتی همراه با عشق سفید
بابای صورتی همراه با عشق سفید
پارت ۱۲
این پارت رو و سه تا پارت قبلی برای کسایی که منحرف نیستن توصیه نمیکنم چون هنتای صحنه داره
ران ا.ت رو از جلو تو بغلش میگیره و شروع میکنه به مالیدن چیز ا.ت .
ا.ت سرش رو روی سینه ران میزاره و سعی میکنه ناله نکنه . و متوجه یه چیزی میشه . ران بوی الکل میده . به این فکر میکنه که ران مسته و چیزی یادش نمیاد خدا شکر . تا میاد لذت ببره یادش میافته که ران زیر دوش وایساده و خیس شده . واسه همین مستیش پریده و همه چیز یادش میمونه . 😁 ( اموزش کرم ریزی با استاد مارنی مارچ )
ران خیلی خوب می مالید . ا.ت دستش رو مشت کرده بود و فشار میداد . ران ا.ت رو گذاشت توی وان جلوی خودش تا دسترسی به تمام بدن ا.ت براش راحت باشه . یه پوزخند زد چون ا.ت لبوی لبو شده بود .
ران : انقد خجالتی نباش .
لباش رو برد سمت لبای ا.ت . دهن ا.ت رو باز کرد و زبون رو برد تو دهن ا.ت و با زبون ا.ت بازی کرد .
دوباره رفت سمت بالا تنه ا.ت و انگشتش رو برد تو دهن ا.ت . ا.ت داشت انگشت ران رو می مکید و ران س.ی.نه های ا.ت . ران پاهای ا.ت رو باز میکنه میاد لباش رو مک میزنه . دستش رو از ران ا.ت میبره سمت بالا . سعی میکنه انگشتش رو تو ی سوراخ ا.ت بکنه . ولی سوراخ خیلی تنگ بود و انگشت توش جا نمی شد . حرکات ران با لرزش ناگهانی ا.ت قطع میشه . به ا.ت نگا میکنه که
دستش رو دور مچ دست ران حلقه کرده . بعد به چشماش که داره میلرزه و پر اشک شده . ران می فهمه که ا.ت دردش اومده . ران صورت سرخ ا.ت رو نوازش میکنه و ا.ت رو بغل میکنه و کمکش میکنه حموم کنه چون ا.ت دردش اومده بود . ران لپ ا.ت رو بوس میکنه و میگه ...
ران : ببخشید لیدی ... اگه زیاده روی کردم فک کردم خوشت بیاد .
ا.ت : بغل * اشکالی نداره
پارت ۱۲
این پارت رو و سه تا پارت قبلی برای کسایی که منحرف نیستن توصیه نمیکنم چون هنتای صحنه داره
ران ا.ت رو از جلو تو بغلش میگیره و شروع میکنه به مالیدن چیز ا.ت .
ا.ت سرش رو روی سینه ران میزاره و سعی میکنه ناله نکنه . و متوجه یه چیزی میشه . ران بوی الکل میده . به این فکر میکنه که ران مسته و چیزی یادش نمیاد خدا شکر . تا میاد لذت ببره یادش میافته که ران زیر دوش وایساده و خیس شده . واسه همین مستیش پریده و همه چیز یادش میمونه . 😁 ( اموزش کرم ریزی با استاد مارنی مارچ )
ران خیلی خوب می مالید . ا.ت دستش رو مشت کرده بود و فشار میداد . ران ا.ت رو گذاشت توی وان جلوی خودش تا دسترسی به تمام بدن ا.ت براش راحت باشه . یه پوزخند زد چون ا.ت لبوی لبو شده بود .
ران : انقد خجالتی نباش .
لباش رو برد سمت لبای ا.ت . دهن ا.ت رو باز کرد و زبون رو برد تو دهن ا.ت و با زبون ا.ت بازی کرد .
دوباره رفت سمت بالا تنه ا.ت و انگشتش رو برد تو دهن ا.ت . ا.ت داشت انگشت ران رو می مکید و ران س.ی.نه های ا.ت . ران پاهای ا.ت رو باز میکنه میاد لباش رو مک میزنه . دستش رو از ران ا.ت میبره سمت بالا . سعی میکنه انگشتش رو تو ی سوراخ ا.ت بکنه . ولی سوراخ خیلی تنگ بود و انگشت توش جا نمی شد . حرکات ران با لرزش ناگهانی ا.ت قطع میشه . به ا.ت نگا میکنه که
دستش رو دور مچ دست ران حلقه کرده . بعد به چشماش که داره میلرزه و پر اشک شده . ران می فهمه که ا.ت دردش اومده . ران صورت سرخ ا.ت رو نوازش میکنه و ا.ت رو بغل میکنه و کمکش میکنه حموم کنه چون ا.ت دردش اومده بود . ران لپ ا.ت رو بوس میکنه و میگه ...
ران : ببخشید لیدی ... اگه زیاده روی کردم فک کردم خوشت بیاد .
ا.ت : بغل * اشکالی نداره
- ۱۵.۶k
- ۲۲ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط