{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدمیزاد است دیگر!

آدمیزاد است دیگر!
گاهی دلش میخواهد بی هیچ آشنایی
دستِ خودش را بگیرد ببرد یک جای ِ دور،
جایی که به زبان دیگری حرف میزنند.
بی هیج آشنایی...
یک جایی که بشود قرمزی ِ گاه و بیگاهِ چشم ها را گردن غربت انداخت.
آدمیزاد است دیگر...
دیدگاه ها (۴)

تا اعلام پایان جنگ تنها دو تیر باقی ست!میخواهم من تنهاسرباز ...

دلتنگی هایِ منشب ها هم بیدار استمثل کودکی بازیگوشاز رویایی ب...

یادت اینجاست کُنجِ سینه ی من بی تو یک آسمانِ بی بالم خنده بر...

می‌خواهیمن رابه بی‌خبری از خودتعادت بدهی؟منبه بی‌خبری از توع...

عاشقانه های شبنم

آدمیزاد عجب قصه‌ی عجیبی‌ست؛گاهی برای به‌دست آوردنِ دنیا می‌د...

هاها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط