{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

که یهو برگشت و گفت«اقای پارک من میتونم مرخصی بگیرم امروزو

که یهو برگشت و گفت«اقای پارک من میتونم مرخصی بگیرم امروزو؟»
خیلی عصبی شدم به چه حقی بی اجازه من رفت ؟ دستی به صورتم کشیدم و گفتم
جیمین:باشه می ره تو برو
بعد با عصبانیت سوییچ و گوشیمو برداشتم و رفتم سمت خونه میدونستم دیر اماده میشه رفتم سمت خونه و وارد شدم با عصبانیت رفتم سمت در و با شدت بازش کردم
ویو لیزا
نشسته بودم داشتم ارایش میکردم تا رد کبودی ها از روی صورتم بره یهو در با شدت کوبیده شد به دیوار و من از ترس جیغ کشیدم و از روی صندلی بلند شدم دیدم جیمین هجوم اورد سمتم و دستشو گذاشت روی صورتم و کوبوندم به دیوار فکمو محکم گرفت جوری که احساس میکردم الان فکم خورد میشه با اشک بریده بریده گفتم
لیزا:ج..جیمین
جیمین : خفه شو حق نداری اسم منو به زبونت بیاری ،مگه نگفتم حق نداری از خونه بری ،مگه نگفتم اگه بخوای پاتو از خونه بزاری بیرون میکشمت ها؟(با داد و عربده )
بعد سیلی تو گوشم زد که چشمام سیاهی رفت و افتادم زمین یهو با لگد محکم کوبوند توی شکمم که احساس کردم یه چیز لزج و قرمز از دهنم ریخت بیرون و بعد بیهوش شدم
ویو جیمین
داشتم میزدمش که یهو


شرط برای پارت بعد:
لایک:۱۰۰ تا
فالو:۲ نفر
کامنت:۲۵ تا
دیدگاه ها (۳۲)

در خواستیاتونو بگید عزیزای مامی

در خواستیارو بگید حتما

◉◉◉♡♡♡♡♡خب عزیزای مامی من ازین به بعد فقط چند پارتی یا تک پا...

شروعی دوباره پارت ۶.

نام فیک:عشق مخفیPart: 2ویو جیمین*وایییی چقد دختر رو مخه سه س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط