{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چگونه فکر میکنی پنهانی و به چشم نمیآیی

چگونه فکر می‌کنی پنهانی و به چشم نمی‌آیی ؟
تو که قطره‌ی بارانی بر پیراهنم ، دکمهٔ طلایی بر آستینم ، کتابی کوچکی در دستانم و زخم کهنه‌ای بر گوشه‌ی لبم .
مردم از عطر لباسم می‌فهمند که معشوقم تویی ، از بازوی به خواب رفته‌ام می‌فهمند که زیر سر تو بوده است .
دیدگاه ها (۰)

بیا وگرنه در این انتظار خواهم مرد اگر که بی تو بیاید بهار خو...

مرا کمی بیشتر دوست داشته باشچرا که فکر میکنم پایان غم انگیزی...

هیچ کس همیشه تمامش نمی‌رود گاهی نگاهشصدایش بوی پیراهنشخاطره‌...

دلم را جا گذاشتم جایی میان آخرین نگاهت و اولین بی تو بودناز ...

تک پارتی از هان (عشق در نوع سایه) درخواستی

اگه دوستش داشتید نظر بدین تا پارت بعد هم بنویسم (پارت یک سر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط