{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی دلت تنگ شد

وقتی دلت تنگ شد

نوشته ام را به نام خودت بخوان

که برای تو نوشته ام

واژه هایم ساده است

فراموش کن واژه های سخت را

صادقانه میگویم ؛

ﮔﻬﮕﺎﻫﯽ ﺳﻔﺮﯼ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺩﻟﺖ ، ﺷﺎﯾﺪ

ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﻣﺎ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻟﻤﺲ ﻧﮕﺎﻫﺖ

ﺑﺎﺷﺪ ...
دیدگاه ها (۱)

باید بازیگر شوم ،آرامش را بازی کنم …باز باید خنده را به زور ...

وقتی دلت تنگ است و لبانت پر از سکوت وقتی هیچ اشتیاقی درون حو...

چقدر شب اضافه می آید وقتیکه تنهاییم....

منو بارون دوباره به باغ تو رسیدیمتو با شی چیکه چیکه به پات د...

*ﮔﻬﮕﺎﻫﯽ ﺳﻔﺮﯼ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺩﻟﺖ...* *ﺷﺎﯾـﺪ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﻣﺎ ﺧـﺎﻃـﺮﻩ ﺍ...

ﮔﻬﮕﺎﻫﯽ ﺳﻔﺮﯼ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺩﻟﺖ ، ﺷﺎﯾﺪﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﻣﺎ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﻣﻨﺘﻈﺮ ...

تقدیم به شماﮔﻬﮕﺎﻫﯽ ﺳﻔﺮﯼ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺩﻟﺖ ، ﺷﺎﯾﺪﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﻣﺎ ﺧﺎﻃ...

ﮔﺎﻩ ﮔﺪﺍﺭﯼ ﺳﻔﺮﮐﻦ ﺑﻪ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺩﻟﺖ؛ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﻣﺎﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﻣﻨﺘﻈﺮﻟ...

وقتی دلت تنگ شدنوشته ام را به نام خودت بخوانکه برای تو نوشته...

وقتی دلت تنگ شدنوشته ام را به نام خودت بخوانکه برای تو نوشته...

وقتی دلت تنگ شدنوشته ام را به نام خودت بخوانکه برای تو نوشته...

ﯾﮏ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﻫﯿﭻ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﯼ ﻧﺸﺪ،ﺣﺎﻻ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩ...

‍ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﻫﺴﺖ ﯾﮏ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ !!! ﺣﺎﻻ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﻝ ﺧ...

ﯾﮏ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﻫﯿﭻ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﯼ ﻧﺸﺪ،ﺣﺎﻻ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط