{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه خوب بود

چه خوب بود
اگر بین من و تو
نه رودی بود و نه کوهی
و نه سایه‌ی هیچ ناامیدی
و نه هیچ آفتاب تند سوزانی
بین ما فقط راهی بود
هموار
و صاف
و روشن
که قلب‌های ما را به هم می‌پیوست ...
دیدگاه ها (۱)

بعضی ها را باید خیلی زود کنار گذاشت!همان هایی که زبان خوب بو...

تو را دوست دارم ...مثل خوردنِ نانِ آغشته به نمک !مثل اینکه ب...

نمیدانم به پاهایم مشکوک باشم یا به جاده ها ...این روزها همه ...

دلخوش نشسته‌امکه شاید گذر کنی!لعنت به شایدی که مهیا نمی‌شود،...

طبیعت

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

رمان عشق سایه‌های ممنوعه. پارت5در یک شبِ طوفانی، وقتی مایا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط