{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماه در آغوش شب به خواب مى رود و

ماه در آغوش شب به خواب مى رود و
من هنوز بيدارم
مگر مى شود بى تو به خواب رفت
خاطره ها صف مى كشند به خيالم
و من خمار يك لحظه ديدنت
با من چه كردى؟
هيچ چيز جاى خودش نيست
در تنم لحظه ها تب دارند
و من چه بى تابانه
بر شانه هاى سياه شب
با خيال تو سفر خواهم كرد
دیدگاه ها (۲)

نیمی از دل‌ام راعشق گرفتهنیم دیگرش راشعراما تو نه عشق را می‌...

نیمی از دل‌ام راعشق گرفتهنیم دیگرش راشعراما تو نه عشق را می‌...

محبوبم ..کاش می دانستی...که تیغِ سردِ بی مهری ات...چنان شاهر...

نگاه نکن به چشم هایممن همان فراموش شده یشب های دلتنگیت هستم ...

لحظه‌به‌لحظه دلتنگت می‌شومانگار هر ثانیه‌ای که می‌گذرد بیشتر...

از عشق تو بیزارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط