{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخر شب که میشه

آخر شب که میشه

سکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.

همه خواب‌اند، اما من با خاطراتی بیدارم که هیچ‌وقت نمی‌خوابند…

چشم‌هایم را می‌بندم و دوباره صدایت را می‌شنوم؛

همان صدای آشنایی که روزی برایم آرامش بود و حالا از دورترین جای خاطره‌ها به گوشم می‌رسد.

دلم برای دست‌هایت تنگ شده؛ برای نگاهت، برای حرف‌هایت، برای همان حضوری که تا وقتی بود، قدرش را نمی‌دانستم.

باباجون…

امشب هم مثل شب‌های دیگر،

دلم بی‌دلیل بهانه‌ی تو را گرفته است؛

بهانه‌ی صدایت، نگاهت و خاطراتی که دیگر تکرار نمی‌شوند...


#پدرانه🖤🥀
.

.

.
دیدگاه ها (۰)

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

😔💔 شعر عاشقانه غمگین | زخمِ عشقتو رفتی و بعد از تو، دلم بی‌ق...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

دلم می‌خواهد بیدار شوم و همین‌طور بیدار بمانم و نگاه کنم، وق...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط