{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقم من عطش جان تو را میخواهم

عاشقم من عطش جان تو را میخواهم
بوسه از آن لب و دندان تو را میخواهم

به چه دردم بخورد ماه که در بالا هست
من فقط صورت تابان تو را میخواهم

تو بگیرازدل من حال پریشانی من
در عوض موی پریشان تو را میخواهم

باده یا درد به مستی نرساند ما را
من فقط آن لب مستان تو را میخواهم

جانم آماده قربانی اندر ره توست
چشمک ناز تو فرمان تو را میخواهم

جان من یخ زده از درد و غم تنهایی
جان به قربان تو دستان تو را میخواهم
دیدگاه ها (۱)

لب بر لب یار باشد چه غوغایی شود.زین حادثه در دل چه بلوایی شو...

به سرم زد غزلی ناب کنم هدیه به توقلمم گفت مگر قصد جسا...

‌ میزنم مثل زلیخا جار: "میخواهم تورا"حضرت معشوقه ، ای دلدار ...

تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواستاین سر به هوا مثل خودم عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط