{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستی شعری بگویم شعر من دیگر تویی

خواستی شعری بگویم شعر من دیگر تویی
حضرت مضمون زیبای سخن دیگر تویی

یوسفی حتی زلیخایی برایم عشق من
بوی ناب و دلکش آن پیرهن دیگر تویی

عشق ممنوعم تویی ؟ممنوعیت در عشق نیست
هم نفس هم جان من هم جسم و تن دیگر تویی

یک دژ محکم بنا کردم برایت در دلم
پایبند و ساکن ِدر این وطن دیگر تویی

یاسمن ها را رها کردم کنار پنجره
بوی ناب هر سمن هر یاسمن دیگر تویی
دیدگاه ها (۲)

غمش رهایی و خوشحالی‌اش گرفتاریهزار خوش‌دلی آکنده با خودآزاری...

خیلی ها در باور خودشان به این خیال رسیده اند که دوست داشتن س...

تا زمانی که رسیدن به تو امکان داردزندگی درد قشنگیست که جریان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط