{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غمش رهایی و خوشحالی‌اش گرفتاری

غمش رهایی و خوشحالی‌اش گرفتاری
هزار خوش‌دلی آکنده با خودآزاری

درست می‌شنوی؛ عاشقانه می‌گویم
بدان که شعر دروغ است و عشق، بیماری

سراغی از تو نگیرم بگو چه‌کار کنم؟
که جان به‌لب شدم از قهر و آشتی، آری

به دوست داشتنت افتخار خواهم کرد
ولی کلافه‌ام از این جنون ادواری

اگر دوباره سراغی گرفتم از تو، نباش
مرا رها کن و خود را بزن به بیزاری

دو روز بی‌خبرم از تو و نمی‌میرم
چنین نبود گمانم به خویشتن‌داری

دلم به زندگی سخت و مرگ راحت بود
مگر تو باز بگویی که دوستم داری
دیدگاه ها (۱)

غمش رهایی و خوشحالی‌اش گرفتاریهزار خوش‌دلی آکنده با خودآزاری...

قهر چیز خوبی نیست .دلم می گیرد وقتی حس می کنمتو داری به عمد...

قهر چیز خوبی نیست .دلم می گیرد وقتی حس می کنمتو داری به عمد...

قهر چیز خوبی نیست دلم می گیرد وقتی حس می کنمتو داری به عمد ...

ترجمه دعای هفتم:نیایش آن حضرت در کارهای مهمای آنکه گرهِ کاره...

*#نیایش_آرام_بخش_دلها**ای آنکه گرهِ کارهای فرو بسته به سر ان...

🔸 ترجمه دعای هفتم صحیفه سجادیه که رهبر معظم انقلاب، توصیه به...

آورده اند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رف...

این هم جواب سهراب سپهری از زبان خدا : منم زیبا که زیبا بنده...

منم پروردگارتخالقت از ذره ای ناچیز صدایم کن مرا، آموزگار قاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط