نشسته ام زیر سایه ی خیالت سرد از جماعت وگرم از تو کاش

نشسته ام زیر سایه ی خیالت، سرد از جماعت وگرم از تو... کاش چون برگی بیفتی در آغوشم! آن گاه من، به جاذبه ی چشمانت ایمان خواهم آورد ...
دیدگاه ها (۱)

#تو که باشی بس است مگر من جز نفس چه میخواهم ...

نابغه ترین مرد تاریخمردیستکـــهکشف کردزن ها با گل گرفتنعمیق ...

لبانم را دوخته ام ... مبادا بگویم دوستت دارم ... که هر بار گ...

بارون شدید میباره این دل لعنتی بی قراره نمیخوام فکرش باشم، و...

‏‍خسته جانی هستمکه تنم رنجور ناملایمات زندگی ستاز روزهای سخت...

حالا باز دوباره وقتش شده که برای تو بنویسم . باید جز به جز ا...

The eyes that were painted for me... "چشمانی که برایم نقاشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط