{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاله بازی کن به رسم کودکیبا همان چادر نماز پولکیطعم چ

‎خاله بازی کن به رسم کودکی
با همان چادر نماز پولکی

طعم چای و قوری گلدارمان
لحظه های ناب بی تکرارمان

غصه؛ هرگز فرصت جولان نداشت!
خنده های کودکی پایان نداشت...

هرکسی؛ رنگ خودش، بی شیله بود
ثروت هر بچه؛ قدری تیله بود

ای شریک نان و گردو و پنیر!
همکلاسی! باز دستم را بگیر...

مثل تو؛ دیگر کسی یکرنگ نیست
آن دل نازت برایم تنگ نیست؟

حال ما را از کسی پرسیده ای؟
مثل ما بال و پرت را چیده ای؟

سادگی هایت برایت تنگ نیست؟
رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست؟

رنگ دنیایت هنوزم آبی است؟ 
آسمان باورت مهتابی است؟!!!
هرکجایی، شعر باران را بخوان
ساده باش و باز هم کودک بمان
دیدگاه ها (۶)

حشمت فردوس حرف قشنگی زد!!!گفت:اونایی که فکر میکنن خیلی بزرگن...

خوب بودن زیاد سخت نیست …کافیست مهربانی کنی …زبانت که نیش ندا...

کاش یه مغازه بود... آدم میرفت میگفت:بی زحمت یه کم "خیال خوش"...

....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط