از رفتن هاي نا گزير هراسي نيست
از رفتن هاي نا گزير هراسي نيست
فرار دل بيقرار را بي بهانه ميستايم
باران نمناك تلخي نگاهت ،به سان تازيانه ي درشكه چي,
اجل و طنين مضطرب صداي بدرود گفتنت
مرا و هر چه از تو كوهي خوبي بود،
چون شن صحرا فرو پاچيد
و تو گفتي
رفتن قرار ما بود
نه قرار بر رفتن بود و نه دلت بيقرار...
فرار دل بيقرار را بي بهانه ميستايم
باران نمناك تلخي نگاهت ،به سان تازيانه ي درشكه چي,
اجل و طنين مضطرب صداي بدرود گفتنت
مرا و هر چه از تو كوهي خوبي بود،
چون شن صحرا فرو پاچيد
و تو گفتي
رفتن قرار ما بود
نه قرار بر رفتن بود و نه دلت بيقرار...
- ۳۹۴
- ۲۸ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط