{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو ساسونارو

سناریو ساسونارو

# 🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️
فصل دو قسمت سی‌و‌دوم

---

## ✦ زیر تخت — قلمرو زردها ✦

ناروتو با سرعت نور خودش رو پرت کرد زیر تخت.

گرد و خاک پخش شد.

پدر ساکورا داخل اتاق ایستاد.

چشم چرخوند.

— «همیشه اتاقت اینقدر نامرتبه؟ تا حایی که یادمه اتاقت خیلی منظمه ها دختر امشب چی شده؟»

(در حالی که هیچ‌وقت خودش تخت رو جمع نمی‌کرد.)

ناروتو زیر تخت، دست جلوی دهنش، نفس حبس.

چشم در چشم یه عروسک قدیمی.

عرق سرد.

پدر خم شد که دستمال رو از روی میز برداره.

تخت جیرجیر کرد.

ناروتو یخ زد.

پدر مکث کرد.

— «عجیبه… انگار تخت یه صدا داد…»

ناروتو تو ذهنش:
«من هوااااااام… من وجود ندارم… من چوبم… من فرش هستم…»

پدر شونه بالا انداخت.

دستمال رو برداشت.

چراغ رو خاموش کرد.

و رفت بیرون.

در بسته شد.

تق.

سه ثانیه سکوت.

ناروتو نفسشو آزاد کرد.

— «زنده‌ام…»

---

## ✦ بازگشت به میز شام ✦

پدر نشست.

— «چیزی نبود. فقط تختت صدا میداد.»

ساکورا که هنوز اشک از سرفه می‌ریخت:

— «آره بابا… قدیمیه…»

(قدیمی؟ نه عزیزم. تازه مهمون بیهوشت به هوش اومده.)

مادرش گفت:

— «رنگت پریده دخترم.»

ساکورا لبخند مصنوعی زد.

— «چیزی نیست مامان… یهویی… شوکه شدم.»

(بله. دیدن پسری که زیر تختت بیهوش شده و الان زامبی‌وار راه میره شوکه‌کننده‌ست.)

---

## ✦ چند دقیقه بعد ✦

ساکورا به بهونه بردن بشقاب‌ها رفت اتاق.

پدر «بشقاب هارو برد اتاقش؟😐»
مادر «نگرانشم ... معلوم نیست چه بلایی سر این دختر اومده مرد... خیلی عجیب رفتار میکنه امشب...»

ساکورا با بشقاب ها و لبخند مصنوعی در اتاق رو بست.

چراغ رو روشن کرد.

و قبل از اینکه حرف بزنه—

ناروتو از زیر تخت خزید بیرون.

موهاش پر گرد.

چشم‌هاش باریک.

و با صدایی آروم ولی تهدیدآمیز گفت:

— «کی… زد… تو سر من…؟»

ساکورا عقب رفت.

— «اوه اوه… بیدار شدی؟»

ناروتو دست به پیشونیش کشید.

— «گلدون بود، نه؟ شکلش یادمه… گرد بود… گلابی بود…»

ساکورا با خونسردی:

— «توهم زدی.»

ناروتو:
— «پس چرا کله ام باد کرده؟!»

---

و در همین لحظه…

صدای مادرش از بیرون:

— «ساکورا؟ با کی حرف می‌زنی؟»

یخ.

سکوت.

ناروتو و ساکورا با هم:

— «هیچکــــس!!!»

🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
دیدگاه ها (۱۲)

سناریو ی ساسونارو# 🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️ ...

خب من برگشتم بعد از سال ها و اره هنوز زنده ام!🎊🤌🏻ببخشید یه چ...

سناریو ساسونارو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط