{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میروم خسته و افسرده و زار

میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
بخدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
می برم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از زنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بی جا و تباه
می برم تا زتو دورش سازم
ز تو ای جلوه امید محال
می برم زنده به گورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله میلرزد، میرقصد اشک
آه بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه ی جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
بخدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
میروم خنده به لب خونین دل
میروم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل....
دیدگاه ها (۲)

وقتی روز جدیدی شروع می شود، جرأت کن و قدرشناسانه تبسمی کن؛ و...

مهربان باش دلمبا دگران باش دلمچون زمین باش دلمسبزترین باش دل...

دلم یک خواب می خواهددلم شوقی به یک رویا ... دلم پرواز میخواه...

الهی با که گویم غم دل، جز تو که غمخوار منی همه عالم اَگرَم پ...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط