{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابام میگفت اگه از خونه بری بیرون و ببینی خیابون پر از طل

بابام میگفت اگه از خونه بری بیرون و ببینی خیابون پر از طلا هست
روز اول با خوشحالی برشون میداری
روز دوم بازم برمیداری ولی مثله روز اول شوق و ذوق نداری
روز سوم به طلاها نگاهم نمیکنی یه لگدم میزنی از سرراهت برن کنار
از ارزش طلا که چیزی کم نشده طلا همون طلاست ولی چون زیاده دیگه دیده نمیشه
همیشه به قدر کافی باش نه زیاد و نه کم به اندازه ایی حضور داشته باش که ارزشت حفظ بشه
تو هر رابطه ایی انقدر زیاد خودت رو عرضه نکن که با لگد بندازنت اون ور
همه چیزهای ارزشمند تو این دنیا کمیاب هستن
دیدگاه ها (۵)

انتهای شب شددلها به فردا امیدوارچشمها پرازخوابهمه میگویند زن...

سلام ...ملالی اگر هستاز دوری تو نیستاز سرگردانی من است

هوا که تاریک می شودخودتان را بزنید به نفهمی! آدم دلش می گیرد...

☆ازدواج اجباری☆P♡14_________________*ویو سومی**صبح شده بود و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط