امروز با دوستان به راز وحشتناک پی بردیم 😕
امروز با دوستان به راز وحشتناک پی بردیم 😕
ناردین توی خوابش دیده بود اسرا قراره بگه هفتاد و نه هفتاد و نه و دقیقا اسرا گفت 89 89 ناردین موضوع رو تعریف کرد بعد ما دنبال کشف راز بودیم بعد منو ناردین توی بلوک 7 زندگی میکنیم . هردومون لباس جدید خریده بودیم توی روز . بعد که ما بازی میکردیم من و ایتن توی شماره ی 8 باختیم چهار تا 9 بود 99 رفتیم به خانم منصوریان گفتیم از بین اعداد 1 تا 100 یکی رو انتخاب کنه که گفت 99 . بعد توی مدرسه ی سارینا که رفتیم دیدیم کل کلاس دوم گریه میکردن و همشون داشتن توی دفتراشون 99 مینوشتن بعد یکی از پنجمیا دماغ خون شد. ما گفتیم چرا؟؟ گفت من ردیف اخر میشینم اما یکی انگار از پشت هلم داد افتادم. ما خندیدیم و گفتیم روحی وجود نداره که تصمیم گرفتیم چارلی چارلی رو انجام بدیم بعد مینا با چهره ی وحشتناک اومد جلومون ترسیدیم 🤣 اما وقتی سر سال صحبت میکردیم ریحانه گفت ساعت چنده گفتم 14و 1 دقیقه بعد مکث کردم اومدن دورم جمع شدن گفتن چی شده؟؟ گفتم 14:01 میشه 1401 امسال خلاصه همه کلی راز کشف کرده بودیم
ناردین توی خوابش دیده بود اسرا قراره بگه هفتاد و نه هفتاد و نه و دقیقا اسرا گفت 89 89 ناردین موضوع رو تعریف کرد بعد ما دنبال کشف راز بودیم بعد منو ناردین توی بلوک 7 زندگی میکنیم . هردومون لباس جدید خریده بودیم توی روز . بعد که ما بازی میکردیم من و ایتن توی شماره ی 8 باختیم چهار تا 9 بود 99 رفتیم به خانم منصوریان گفتیم از بین اعداد 1 تا 100 یکی رو انتخاب کنه که گفت 99 . بعد توی مدرسه ی سارینا که رفتیم دیدیم کل کلاس دوم گریه میکردن و همشون داشتن توی دفتراشون 99 مینوشتن بعد یکی از پنجمیا دماغ خون شد. ما گفتیم چرا؟؟ گفت من ردیف اخر میشینم اما یکی انگار از پشت هلم داد افتادم. ما خندیدیم و گفتیم روحی وجود نداره که تصمیم گرفتیم چارلی چارلی رو انجام بدیم بعد مینا با چهره ی وحشتناک اومد جلومون ترسیدیم 🤣 اما وقتی سر سال صحبت میکردیم ریحانه گفت ساعت چنده گفتم 14و 1 دقیقه بعد مکث کردم اومدن دورم جمع شدن گفتن چی شده؟؟ گفتم 14:01 میشه 1401 امسال خلاصه همه کلی راز کشف کرده بودیم
- ۲.۷k
- ۰۲ اسفند ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط