{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

« عروسک من »

« عروسک من »
Part 11
ویوی محنا :
ساعت ۹ شده بود و من میکاپم خیلی قشنگ شده بود و سبک و مینی‌مال و همون جوری که دوستش دارم و بعدش هم لباسم رو پوشیدم که ساعت ۹ ونیم شد و تا اونجا هم حدودا ۲۰ دقیقه راه بود و خب به موقع می رسیدیم تقریبا ساعت ده اونجا بودم
( پرش زمانی به موقعی که رسیدن )
همه ی آیدل ها داشتن می رفتن به مراسم و من هم رفتم پشت سرم هم بی تی اس بودن رفتم و دیدم که میزم با میز بی تی اس و نهال یکی هست و طبق معمول هم جونگ کوک و نهال باهم دیگه رفتند و نشستند بغل همدیگه خداوکیلی از این زوج ها بدم میاد خودمم نمی‌دونم چرا ولی خب زوج قشنگی هستند و بهم میان
رفتیم و روی استیج اجرا کردیم و اومدیم پایین و نوبت به اعلام جوایز رسید که برنده ی پنج تا جایزه از ۱۲ تا جایزه شدم و نهال هم ۴ تا جایزه ( کلا همه رو بردید بقیه چی ؟ ) و بی تی اس هم ۳ تا جایزه و البته باید بگم آلبومی که من و بی تی اس و نهال داده بودیم بیرون جایزه ی بهترین آلبوم سال رو برد که اونجا جونگ کوک و نهال به صورت رسمی اعلام کردن البته بعضی ها از حسودی مرده بودند و بعضی هم اوکی بودند و خوشحال شدند
ویوی تهیونگ :
نمی‌دونم چطوری به محنا بگم اما خب حالا حالا ها فرصت این پیش نمیاد که به محنا اعتراف کنم اما واقعا دوستش دارم و همیشه محوش میشم اما خب نمی‌دونم چطوری بهش بگم فقط می‌دونم که الان اگر بگم قبول نمی کنه
ویوی محنا :
بلاخره اون مراسم تموم شد و رفتم خونه و لباسام رو در آوردم یه حموم ۴۰ مینی کردم و اومدم و روتین پوستی ام رو انجام دادم و ساعت رو دید که ۲ شده از اونجایی که فردا تعطیله و من نمی رم سرکار خیلی خوشحال شدم پس گرفتم خوابیدم .
پرش زمانی به فردا :
بیدار شدم که ساعت ۱۲ بود و من اصلا سابقه نداشتم اینقدر بخوابم ولی خب اشکالی نداره این یه سه چهار ماه خیلی اذیت شدم و البته خسته
روتینم رو طبق معمول انجام دادم و صبحونه نخوردم چون رژیم یخ و آدامس گرفته بودم ( داداشم ماه ۳۰ روزه تو ۳۵ روزش رو رژیم یخ میگیری چطوری زنده آیی ؟
و لباسام رو پوشیدم و رفتم به سمت خونه ی نهال که در رو زدم و اون هم باز کرد و دیدم که تهیونگ و جونگ کوک هم هستند
محنا : سلام بر آقایون
جونگ کوک : سلام بر مادمازل
تهیونگ : سلام بر مکنه ی گروه
محنا : خداوندا نمی‌دونم چرا من رو مکنه ی این ها کردی
تهیونگ : 😂 حرص نخور برای پوستت خوب نیست
جونگ کوک : تهیونگ عزیزم بیا برو چون الان مادمازل پارت می کنه
تهیونگ : میدونی من غلط کردم
محنا : اول از همه تهیونگ‌ بعد هم جونگ کوک رو پاره می کنم
نهال : چیکار با پارتنر من داری تو ؟
جونگ کوک : معصوم گیر آوردی ؟


این پارت رو یک دوستی که حاضرم براش بمیرم گفت بزارم پس برید و داعش کنید چون قرار بود که شب بزارم راستی گزارش هم نکن بانوی زیبا 🌕✨
دیدگاه ها (۲)

« عروسک من »Part 12 محنا : خیر جونگ کوک : خب برای چی ؟ 😂محنا...

« عروسک من Part 13 ویوی محنا : با سردرد خفیفی چشمام رو باز ک...

« عروسک من » Part 10 (پرش زمانی به یک ماه بعد ) ویوی نهال : ...

« عروسک من »Part 9 جونگ کوک : واقعا ؟ واقعا درست رفتیم باور...

« عروسک من »Part 6 ویوی نهال : لباس بلند جذب مشکی پوشیدم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط