{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

« عروسک من »

« عروسک من »
Part 10
(پرش زمانی به یک ماه بعد )
ویوی نهال :
الان من و جونگ کوک یه ماه که تو رابطه هستیم و البته باید بگم که کلا به هیچکس نگفتیم با اینکه محنا چندباری بهمون شک کرده اما دیگه امروز می خوایم به همه بگیم توی اتاق استراحت مشترک بی تی اس و من و محنا
ویوی محنا :
با صدای آلارمم از خواب نازنینم بیدار شدم و رفتم به سمت سرویس بهداشتی و کار های مربوطه رو انجام دادم و روتین پوستی ام رو رفتم و لباسم رو پوشیدم و رفتم یه سمت سوییچ های ماشینم ( بانو پولداره )
و یکی رو انتخاب کردم و سوارش شدم و رفتم کمپانی آیپدم رو از کیفم در آوردم و رفتم یک سری آهنگ رو که برای گروه های دیگه رو نوشته بودم رو چک کردم و در آسانسور باز شد و رفتم توی آسانسور و رفتم به طبقه ی اتاقم و بعدش هم وارد اتاقم شدم و حدودا ۴ ساعت کار انجام دادم که دیدم ساعت ۱۰ شده و رفتم به سمت اتاق دنس و حدودا ۵ ساعت دنس تمرین کردم و دیدم که ساعت ۳ شده و بعد هم رفتم لباسام رو که خیس عرق شده بودند رو عوض کردم و رفتم به سمت اتاق وکال و رپ و اینا چون امشب قرار بود که مراسم اهدای جوایز بریم و اول باید یه اجرا داشته باشیم که حدودا ۴ ساعت هم اونجا تمرین کردم که دیدم ساعت ۷ شده و رفتم و لباسام رو عوض کردم ولی قبلش یه سر به اتاق جلسه رفتم که دیدم جونگ کوک و نهال طبق معمول پیش هم هستند و وقتی اعضا ( بی تی اس ) و نهال من رو دیدم سلام دادن
محنا : امشب همه هستید دیگه ؟ چون که به من گفتند که آلبومی که باهم دیگه فیت دادیم برنده ب جایزه ی بهترین آلبوم شده
جونگ کوک : آره بابا همه هستیم
محنا : ولی یه چیز توی این اتاق خیلی مشکوک هست
نهال که استرس گرفته بود از حرف محنا صدا دار آب دهانش رو قورت داد و بعد گفت
نهال : چی ؟
محنا : من فکر می کنم که شما دوتا دارید باهم قرار می زارید و به ما نمی گید
جونگ کوک : اگر تأیید کنیم که یک ماهه داریم قرار می زارید باهم چی ؟
نامجون : اوه پس بلاخره می خواید به همه بگید
جین : بلاخره تلاش هام گرفتند
جیمین : بلاخره اون همه شب بیداری ها شد
شوگا : بلاخره میتونم با خیال راحت بخوابم
جیهوپ : به خدا که اگر به یه نفر دیگه گفته بودیم به حرفشون گوش داده بودن
محنا : یک دقیقه صبر کنید لطفا الان چی گفتید ؟ همتون خبر داشتید به جز من ؟ وایی که من چه دوست وفا داری دارم اصلا وفاداری از سر و روش می ریزه فکر کن خانم ۳۰ روزه که رفته توی رابطه بعد به من چیزی نگفته
جونگ کوک : نهال عزیزم قراره پاره بشیم
نامجون : ببین حالا بستگی داره که به صورت عمودی باشه یا افقی
محنا : نهال امشب کار به کارت ندارم اما فردا پاره می شی چون امروز باید اجرا کنیم
نهال : می‌دونی محنا من داداشام قراره برن اسپانیا برای همین من هم دارم میرم اسپانیا برای همین نیستم
محنا : نهال من هم میام اسپانیا بلاخره من که تو رو یه گوشه ای از این دنیا گیرت میارم و البته که الان دو دقیقه دیرم شده من میرم شما دوتا کامل عزیز هم باهم بیاید و اینکه توی مراسم هم اعلام کنید
جونگ کوک : اوکیه خیالت راحت
محنا : باشه شب می بینمتون

دخترام لطفا گزارش نکنید من هم مثل دیگران دارم زحمت می کشم 🌕✨
دیدگاه ها (۱)

« عروسک من »Part 11 ویوی محنا : ساعت ۹ شده بود و من میکاپم ...

« عروسک من »Part 12 محنا : خیر جونگ کوک : خب برای چی ؟ 😂محنا...

« عروسک من »Part 9 جونگ کوک : واقعا ؟ واقعا درست رفتیم باور...

« عروسک من »Part 8 ویوی محنا : حدودا ۴۰ دقیقه گذشته بود و س...

« عروسک من » Part 1 ویوی محنا : صبح بلند شدم طبق معمول ساعت ...

« عروسک من »Part 6 ویوی نهال : لباس بلند جذب مشکی پوشیدم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط