فصلدوم
فصلــ💜دومــ💜
پارت۹۲💜
ددی💜شوگره💜اجباریه من 💜
سانو دست سانامیو گرفت و زود از خونه بیرون برد
سانو:: سوار ماشین شو
سانامی:: بادیگاردا؟!
سانو:: شیومین ترتیبشو داد
سانامی:: باشه
سوار ماشین شدن و راه افتادن
سانو:: میبریمت جای دیگه ای بی شک اگه تو سئول بمونی حتی اگه بری زیر خاک بازم جیمین پیدات میکنه...
سانامی:: اینجوری نگو میترسم...مگه پیدام کنه چیکار میخاد کنه حالاا
سانو:: هیچ...فقط میدونم اگه اون بچه نبود تاالان زنده نمونده بودی..
سانامی آب دهنشو با ترس قورت داد و خاست چیزی بگه
اما نمیتونست
سانامی ویو:
اگه برم پیش مامان بزرگش منو راه میده؟! از کجا معلوم ک لوم نده!
کی گفته حرفامو ک بیگناهم باور میکنه؟!
سانو:: شایدم بفرستیمت خارج!
سانامی:: ی..یعنی تا این حد من...
سانو:: آره آره .. اتفاقاییه ک افتاده و تا این حد باید ازش فرار کنی
سانامی:: میریم بوسان!...کشورای خارجو ولش
سانو:: بوسان؟! اونجا چخبره؟!
سانامی:: خارج برم پیش کی؟! برم کدوم گوری..هتل؟! آخه من میتونم تنهایی از خودم بر بیام؟! اونم با یه بچه...فوقش گیر یکی بدتر از جیمین میوفتم
سانو:: اوم...الان فقط خاستم از اونجا دورت کنم...
سانامی:: میریم بوسان،خونه مادربزرگ جیمین
سانو پوزخندی زد و ابرویی بالا انداخت
سانو:: عقلت پرید؟!
سانامی:: ب..بنظرم باید برم اونجا
سانو:: نرسیده لوت میده
سانامی:: باید برم اونجا...حس میکنم کمکم میکنه سانو
سانو:: چجور آدمیه؟!
سانامی:: اینشو ول کن فقط برو...
سانو رفت از مسیری بره ک ب بوسان راه داره...
................................................................................
شیومین:: ج..جیمین وایسا کجا؟!
جیمین:: باید برم پیش سانامی! واسش نوبت دکتر گرفتم
شیومین:: الان ک نمیتونن تشخیص بدن بچه چیه هنو زوده بابا
جیمین:: میخام بدونم بچه سالمه یا ن،دکتر گفته بود ببرمش
شیومین:: حالا...
جیمین:: برو کنار
جیمین از اتاق کار زد بیرون ک شیومین پرید گوشیشو بلند کرد و شماره سانو رو گرفت...
شیومین:: الو....ببین جیمین داره میاد خونه
سانو:: رفتیم...
شیومین:: کجا؟!
سانو:: دارم رانندگی میکنم...
شیومین:: اوکی...خدافظ
شیومین گوشیو قطع کرد و نفس عمیقی کشید...یکمم استرس داشت..
#dasam
۳۵۰ لایک شه
پارت۹۲💜
ددی💜شوگره💜اجباریه من 💜
سانو دست سانامیو گرفت و زود از خونه بیرون برد
سانو:: سوار ماشین شو
سانامی:: بادیگاردا؟!
سانو:: شیومین ترتیبشو داد
سانامی:: باشه
سوار ماشین شدن و راه افتادن
سانو:: میبریمت جای دیگه ای بی شک اگه تو سئول بمونی حتی اگه بری زیر خاک بازم جیمین پیدات میکنه...
سانامی:: اینجوری نگو میترسم...مگه پیدام کنه چیکار میخاد کنه حالاا
سانو:: هیچ...فقط میدونم اگه اون بچه نبود تاالان زنده نمونده بودی..
سانامی آب دهنشو با ترس قورت داد و خاست چیزی بگه
اما نمیتونست
سانامی ویو:
اگه برم پیش مامان بزرگش منو راه میده؟! از کجا معلوم ک لوم نده!
کی گفته حرفامو ک بیگناهم باور میکنه؟!
سانو:: شایدم بفرستیمت خارج!
سانامی:: ی..یعنی تا این حد من...
سانو:: آره آره .. اتفاقاییه ک افتاده و تا این حد باید ازش فرار کنی
سانامی:: میریم بوسان!...کشورای خارجو ولش
سانو:: بوسان؟! اونجا چخبره؟!
سانامی:: خارج برم پیش کی؟! برم کدوم گوری..هتل؟! آخه من میتونم تنهایی از خودم بر بیام؟! اونم با یه بچه...فوقش گیر یکی بدتر از جیمین میوفتم
سانو:: اوم...الان فقط خاستم از اونجا دورت کنم...
سانامی:: میریم بوسان،خونه مادربزرگ جیمین
سانو پوزخندی زد و ابرویی بالا انداخت
سانو:: عقلت پرید؟!
سانامی:: ب..بنظرم باید برم اونجا
سانو:: نرسیده لوت میده
سانامی:: باید برم اونجا...حس میکنم کمکم میکنه سانو
سانو:: چجور آدمیه؟!
سانامی:: اینشو ول کن فقط برو...
سانو رفت از مسیری بره ک ب بوسان راه داره...
................................................................................
شیومین:: ج..جیمین وایسا کجا؟!
جیمین:: باید برم پیش سانامی! واسش نوبت دکتر گرفتم
شیومین:: الان ک نمیتونن تشخیص بدن بچه چیه هنو زوده بابا
جیمین:: میخام بدونم بچه سالمه یا ن،دکتر گفته بود ببرمش
شیومین:: حالا...
جیمین:: برو کنار
جیمین از اتاق کار زد بیرون ک شیومین پرید گوشیشو بلند کرد و شماره سانو رو گرفت...
شیومین:: الو....ببین جیمین داره میاد خونه
سانو:: رفتیم...
شیومین:: کجا؟!
سانو:: دارم رانندگی میکنم...
شیومین:: اوکی...خدافظ
شیومین گوشیو قطع کرد و نفس عمیقی کشید...یکمم استرس داشت..
#dasam
۳۵۰ لایک شه
- ۱۲.۱k
- ۱۵ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط