{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار نبود عاشقش بشم

قرار نبود عاشقش بشم
پارت: 5

ویو ا.ت
*وسایل هامو جمع کردم خواستم برم سمت در که یهو جیمین جلو در رو مسدود کرد و خم شد گفت*
_داری از من فرار میکنی هوم جوجه کوچولو؟
+نه.....من فقط میخواستم برم خونمون«با صدای آروم»
*جیمین مچ دست ا.ت رو گرفت و چسبوند به دیوار*
_اگر نزارم بری میخوای چی کار کنی هوم؟
*ا.ت ترسیده و گیج شده بود و منظور حرفای جیمین رو نمیفهمید*
+لطفاً بزار برم من باید برم لطفاً «معصوم و ترسیده»
_میتونی بری جوجه کوچولو ازم فرار کن «لبخند زد و رفت کنار»
*ا.ت آروم زیر لب تشکری کرد و آروم از اونجا رفت*
ویو جیمین
این دختره خیلی بامزس شاید یکم نگهش دارم بعد ولش کنم خب نمیدونم از جونگکوک میپرسم ببینم نظر اون چیه
*جیمین از کلاس امد بیرون آروم از پله ها پایین میومد و به سمت لامبورگینی مشکی اش میرفت با قدم های محکم و در ماشین رو باز کرد و کیفش رو پرت کرد روی صندلی و خودش سوار ماشین شد روشن کرد و به طرف عمارت خودشون راه افتاد*
*جیمین توی راه به کوک زنگ زد *
مکالمه بین جیمین و جونگکوک
=هی داداش ببخشید زودتر از تو رفتم
_اشکالی نداره ، کوک من میخوام این جوجه کوچولو رو بیشتر نگه دارم بنظرم سرگرم کنندس نظرت چیه؟
=خب جیمین اگه بنظرت میتونه سرگرم کننده باشه اوکی
_خیلی خوب...کوک امشب میای بریم بار یکم خوش بگذرونیم حوصلم سر رفته اوکی؟
=باشه ساعت 8 شب میریم اونجا
*جیمین گوشی رو قطع کرد و رسید به عمارتشون*


شرط: 20 لایک 10 کامنت 🙂
دیدگاه ها (۷)

قرار نبود عاشقش بشم پارت: 4_نظرم عوض شد دلم توت فرنگی میخواد...

قرار نبود عاشقش بشم پارت: 3=داداش الان وقتشه برو پیشش منم می...

My vampire

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط