{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و من همیشه دیر رسیدم

و من همیشه دیر رسیدم
شاید
هربار با قطار قبلی
باید می‌آمدم
وقتی که جامه‌دانم را می‌بستم
پیراهن‌ام به یاد تو تا می‌خورد
و خواب اهتزازش را
می دید
وقتی رسیدم اما ...
آه !
با آن جنین خواب‌های هزاران سال
چه باید
می‌کردم ؟
پیراهن من آیا
باید به قامت‌اش
کفنی می‌شد
می‌پوسید ؟
تقدیر من همیشه چنین بود
و شاید این طلسمی‌ست
که تا همیشه دست نخواهد خورد
روزی کنار رودی
مردی کلید بخت‌اش
در آب
افتاد
و آن کلید را
شیطان‌ترین ماهی‌ها
بلعید
و سوی دوردست‌ترین دریاها
گریخت
و یک نفر که پیش‌تر از من رسید
صیاد شاه‌ماهی من شد
و من دوباره دیر رسیدم
قلاب من گلوی مرا می‌درد
و تو به هیات پریان
در آب‌های دور
تن‌ات را
می‌شویی

حسین منزوی
دیدگاه ها (۱)

دوست خوب یعنی اعتبارت تو زندگی

با چتـر دستانم...قشنگے نگـاهت را از آسمان مےگیر...

مےگویند :مرغےست به نام " آمین "مرغے آسمانےدر بلندترین نقطہ آ...

گاهے خـدایت را صدا بزن...بےآنکه چیزے بخواهے،بےآنکه برایشتوصی...

امروز دو پارت آپلود میکنم✨️مکان:کره جنوبی-سئول ویو هانیساعت ...

چند پارتی درخواستی

پارت15فلش بک*موهام و از جلوی صورتم کنار زدم نگاهی به ساعتم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط